→ المیزان

عصر

۱۰۳ مکی آیات ۳ بازه‌ها ۱

ترجمهٔ موسوی همدانی

هیچ نوعی انتخاب نشده — برای نمایشِ واحدها دست‌کم یک فیلتر را روشن کنید.

سوره عصر: خسران انسان، ایمان، عمل صالح، تواصی به حق و صبر آیات ۱–۳

این عنوان تولیدِ ماشینی است.
یادداشتِ ماشینی.

خلاصه معارف قرآنی در کوتاه‌ترین بیان: قسم به عصر و استثنای مؤمنان صالح.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلْعَصْرِ
سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل‌]،
إِنَّ ٱلْإِنسَٰنَ لَفِى خُسْرٍ
كه واقعاً انسان دستخوش زيان است؛
إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلْحَقِّ وَتَوَاصَوْا۟ بِٱلصَّبْرِ
مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‌اند.

بيان آيات‏

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

اين سوره تمامى معارف قرآنى و مقاصد مختلف آن را در كوتاه‏ترين بيان خلاصه كرده، و اين سوره از نظر مضمون، هم مى‏تواند مكى باشد و هم مدنى، چيزى كه هست به مكى بودن شباهت بيشترى دارد.

عصرخلاصهمکیمعارفخلاصه معارف قرآنیمضمون انسان و خسران

اقوال مختلف در باره مراد از «عصر» كه بدان قسم ياد فرموده است‏

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

﴿وَ اَلْعَصْرِ﴾

در اين كلمه به عصر سوگند ياد شده، و از نظر مضمونى كه دو آيه بعد دارد مناسب‏تر آن است كه منظور از عصر، عصر ظهور رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) باشد، كه عصر طلوع اسلام بر افق مجتمع بشرى، و ظهور و غلبه حق بر باطل است، چون مضمون دو آيه بعد اين

است كه خسران عالم انسان را فراگير است و تنها كسانى را فرا نمى‏گيرد كه از حق پيروى نموده، و در برابر آن صبر كنند، و اين اقليت عبارتند از كسانى كه به خدا و روز جزا ايمان آورده و عمل صالح كنند.

ولى بعضى‏ گفته‏اند: مراد از عصر، وقت عصر، يعنى آخر روز است، چون اين وقت دلالت دارد بر تدبير ربوبى كه روز را مى‏برد و شب را مى‏آورد، و قدرت و سلطنت را از سلطان روز يعنى خورشيد سلب مى‏كند.

بعضى‏ ديگر گفته‏اند: مراد نماز عصر است، كه نماز وسطى است كه از همه نمازهاى يوميه فضيلت بيشترى دارد.

بعضى‏ ديگر گفته‏اند: مراد شب و روز است، كه اصطلاحا به آن‌ها عصران گفته مى‏شود.

بعضى‏ ديگر گفته‏اند: منظور از عصر دهر است، كه در آن عجائبى وجود دارد، كه بر قدرت ربوبى دلالت دارد. و بعضى ديگر وجوهى ديگر ذكر كرده‏اند.

و در بعضى‏ از روايات آمده كه منظور، عصر ظهور مهدى (علیه السلام) است كه در آن عصر حق بر باطل به طور كامل غلبه كند.

﴿إِنَّ اَلْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾

مراد از كلمه «انسان» جنس انسان است، و كلمه «خسر» و «خسران» و «خسار» «خسارة» همه به معناى نقص در سرمايه است.

راغب مى‏گويد: اين كلمه هم در مورد انسان استعمال مى‏شود، و گفته مى‏شود: فلانى خسران كرد، و هم در مورد عمل انسان بكار مى‏رود و مى‏گويند: تجارت فلانى خسران كرد.

و اگر در آيه مورد بحث كلمه «خسر» بدون الف و لام آمده به منظور بزرگداشت آن بوده، و خواسته است بفهماند انسان در خسرانى عظيم است، احتمال هم دارد به منظور تنويع باشد، و بفهماند آدمى در نوعى مخصوص از خسران قرار دارد، غير خسران مالى و آبرويى، بلكه خسران در ذات كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: ﴿اَلَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ

اَلْقِيَامَةِ أَلاَ ذَلِكَ هُوَ اَلْخُسْرَانُ اَلْمُبِينُ﴾

عصرخسرانظهور اسلامدهرنماز عصرعصر ظهور رسولانسان لفی خسرغلبه حق بر باطلقول نماز عصر

شرحى در مورد مستثنى بودن مؤمنان صالح العمل از زيانمندى جنس انسان‏

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

﴿إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾

اين استثنا استثناى از جنس انسان است كه محكوم به خسران است، و استثنا شدگان افرادى هستند كه متصف به ايمان و اعمال صالح باشند چنين افرادى ايمن از خسرانند.

و اين بدان جهت است كه كتاب خدا بيان مى‏كند كه انسان موجودى هميشه زنده است، زندگيش با مردن خاتمه نمى‏يابد، و مردن او در حقيقت انتقال از خانه‏اى به خانه‏اى ديگر است، كه بيان اين معنا در تفسير آيه شريفه‏ ﴿عَلىَ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ فِي مَا لاَ تَعْلَمُونَ﴾گذشت، و نيز كتاب خدا بيان مى‏كند كه قسمتى از اين زندگى هميشگى انسان كه همان حيات دنيا باشد حياتى است امتحانى، و سرنوشت ساز كه در آن حيات سرنوشت قسمت ديگر يعنى حيات آخرت مشخص مى‏گردد، آن‌ها كه در آن حيات به سعادت مى‏رسند، و يا بدبخت مى‏شوند، سعادت و شقاوتشان را در دنيا تهيه كرده‏اند، هم چنان كه خداى تعالى فرموده: ﴿وَ مَا اَلْحَيَاةُ اَلدُّنْيَا فِي اَلْآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ﴾، و نيز فرموده: ﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ اَلْخَيْرِ فِتْنَةً﴾.

و نيز بيان مى‏كند كه مقدميت اين زندگى براى آن زندگى به وسيله مظاهر اين زندگى و آثار آن يعنى اعتقادات و اعمال است، اعتقاد حق و عمل صالح ملاك سعادت اخروى و كفر و فسق ملاك شقاوت در آن است، مى‏فرمايد: ﴿وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعىَ وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرىَ ثُمَّ يُجْزَاهُ اَلْجَزَاءَ اَلْأَوْفىَ﴾و نيز مى‏فرمايد: ﴿مَنْ كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ يَمْهَدُونَ﴾، و باز مى‏فرمايد: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ

فَعَلَيْهَا﴾ ، و در آياتى بسيار زياد سرنوشت آخرت را چه خوش و چه بدش را جزا و اجر خوانده.

و نيز با همه اين بيانات كه از نظرتان گذشت بيان مى‏كند كه سرمايه آدمى زندگى او است، با زندگى است كه مى‏تواند وسيله عيش خود در زندگى آخرت را كسب كند، اگر در عقيده و عمل حق را پيروى كند تجارتش سودبخش بوده، و در كسبش بركت داشته است، و در آينده‏اش از شر ايمن است، و اگر باطل را پيروى كند، و از ايمان به خدا و عمل صالح اعراض نمايد، تجارتش ضرر كرده (نه تنها از سرمايه عمر چيزى زايد بر خود سرمايه به دست نياورده، بلكه از خود سرمايه خورده، و سرمايه را وسيله بدبختى خود كرده است) و در آخرتش از خير محروم شده، لذا در سوره مورد بحث مى‏فرمايد: ﴿إِنَّ اَلْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ و مراد از ايمان، ايمان به خدا، و مراد از ايمان به خدا ايمان به همه رسولان او، و مراد از ايمان به رسولان او اطاعت و پيروى ايشان است، و نيز ايمان به روز جزا است هم چنان كه قرآن در جاى ديگر تصريح كرده به اينكه كسانى كه به بعضى از رسولان خدا ايمان دارند، و به بعضى ندارند، مؤمن به خدا نيستند.

ایمانعمل صالحخسرانآخرتسرمایه عمراستثنای الذین آمنواعملوا الصالحاتسرنوشت آخرت با دنیازندگی امتحانی دنیا

جمله‏ ﴿وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ بر عمل به همه اعمال صالح دلالت دارد و از آن استفاده مى‏شود كه مؤمنان گنهكار نيز در خسرانند

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

و ظاهر جمله‏ ﴿وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ اين است كه به همه اعمال صالح متصف باشد.

پس اين جمله استثنائيه شامل فاسقان كه بعضى از صالحات را انجام مى‏دهند، و نسبت به بعضى ديگر فسق مى‏ورزند نمى‏شود، و لازمه اين، آن است كه منظور از خسران اعم از خسران به تمام معنا باشد يعنى شامل خسران از بعضى جهات هم بشود، و بنابراين دو طايفه خاسرند، يكى آن‌هايى كه از جميع جهات خاسرند نظير كفار معاند حق و مخلد در عذاب، دوم آن‌هايى كه در بعضى جهات خاسرند، مانند مؤمنينى كه مرتكب فسق مى‏شوند و مخلد در آتش نيستند چند صباحى عذاب مى‏بينند، بعد عذابشان پايان مى‏پذيرد و مشمول شفاعت و نظير آن مى‏شوند.

﴿وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾

كلمه «تواصى» به معناى سفارش كردن اين به آن و آن به اين است. و «تواصى» به حق اين است كه: يكديگر را به حق سفارش كنند، سفارش كنند به اينكه از حق پيروى نموده و در راه حق استقامت و مداومت كنند، پس دين حق چيزى به جز پيروى اعتقادى و عملى

از حق، و تواصى بر حق نيست، و تواصى بر حق عنوانى است وسيع‏تر از عنوان امر به معروف و نهى از منكر، چون امر به معروف و نهى از منكر شامل اعتقاديات و مطلق ترغيب و تشويق بر عمل صالح نمى‏شود، ولى تواصى بر حق، هم شامل امر به معروف مى‏شود و هم شامل عناوين مذكور.

صالحاتتواصیحقصبرفسقهمه اعمال صالحمؤمن فاسق در خسران جزئیتواصی به حقتواصی به صبرشفاعت برای خسران جزئی

خصوصيت و اهميت تواصى به حق و تواصى به صبر كه بعد از عنوان كلى‏ ﴿وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ اختصاص به ذكر يافتند

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

در اينجا سؤالى به نظر مى‏رسد، و آن اين است كه: تواصى به حق، خود يكى از اعمال صالح است، و با اينكه قبلا عنوان كلى‏ ﴿وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ را ذكر كرده بود، چه نكته‏اى باعث شد كه خصوص تواصى به حق را نام ببرد؟ جوابش اين است كه: اين از قبيل ذكر خاص بعد از عام است، كه در مواردى بكار مى‏رود كه گوينده نسبت به خاص عنايت بيشترى داشته باشد، و شاهد بر اينكه خداى تعالى از ميان همه اعمال صالح به تواصى به حق عنايت بيشتر داشته، و بدين منظور خصوص آن را بعد از عموم اعمال صالح ذكر نموده اين است كه همين تواصى را در مورد صبر تكرار كرد، و با اينكه مى‏توانست بفرمايد: «و تواصوا بالحق و الصبر»، فرمود: ﴿وَ تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴾.

و بنا بر همه آنچه گفته شد، ذكر تواصى به حق و به صبر، بعد از ذكر اتصافشان به ايمان و عمل صالح براى اين بوده كه اشاره كند به حيات دلهاى مؤمنين، و پذيرا گشتن سينه‏هاشان براى تسليم خدا شدن، پس مؤمنين اهتمامى خاص و اعتنايى تام به ظهور سلطنت حق و گسترده شدن آن بر همه مردم دارند، و مى‏خواهند همه جا حق پيروى شود، و پيروى آن دائمى گردد، و خداى تعالى در باره آنان فرموده: ﴿أَ فَمَنْ شَرَحَ اَللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلىَ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اَللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ﴾.

در آيه مورد بحث صبر را مطلق آورده، و بيان نكرده كه صبر در چه مواردى محبوب است، و نتيجه اين اطلاق آن است كه مراد از صبر اعم از صبر بر اطاعت خدا و صبر از معصيت و صبر در برخورد با مصائبى است كه به قضا و قدر خدا به آدمى مى‏رسد.

تواصیصبر مطلقخاص بعد عامشرح صدرصبر مطلق: اطاعت، معصیت، مصیبتتواصی به حق خاص بعد از عامشرح صدر برای اسلام

بحث روايتى (چند روايت در ذيل آيات سوره عصر)

نقلِ عیناً · ترجمهٔ موسوی همدانی

در تفسير قمى به سند خود از عبد الرحمن بن كثير از امام صادق (علیه السلام) نقل

كرده كه در تفسير آيه‏ ﴿إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا...﴾ فرمود: در اين جمله خداى تعالى اهل صفوت از خلق خود را استثناء كرده‏.

مؤلف: و در ذيل روايت، ايمان را بر ايمان به ولايت على (علیه السلام) و تواصى به حق را بر توصيه ذريات و نسلهاى خود به ولايت على تطبيق نموده است‏.

و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه در تفسير آيه‏ ﴿وَ اَلْعَصْرِ إِنَّ اَلْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾ گفته: منظور از اين انسان، ابو جهل بن هشام است. و در تفسير آيه‏ ﴿إِلاَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصَّالِحَاتِ﴾ گفته: منظور على و سلمان است‏.

ولایتصفوتابوجهلروایتسلمانایمان به ولایت علی در روایتاهل صفوتعلی و سلمان در روایت ابن عباس