در تفسير قمى و در روايت ابى الجارود از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه فرموده: اين سوره يعنى سوره مطففين وقتى نازل شد كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) وارد مدينه شده بود، و مردم مدينه در آن روز از حيث ترازودارى بدترين مردم بودند، و در نتيجه آمدن اين سوره ترازوداريشان خوب شد.
و در اصول كافى به سند خود از ابو حمزه ثمالى روايت كرده كه گفت از امام باقر (علیه السلام) شنيدم كه مىفرمود: خداى عز و جل ما را از أعلى عليين آفريد، و قلوب شيعيان ما را از همان چيزى آفريد كه ما را آفريد، و اما بدنهايشان را از چيزى پايين مرتبهتر بيافريد، پس قلوب شيعيان ما همواره براى ما مىتپد، و به سوى ما عشق مىورزد، چون از همان چيزى خلق شده كه ما خلق شدهايم. آنگاه اين آيه را تلاوت كرد: ﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ اَلْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَ مَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَرْقُومٌ يَشْهَدُهُ اَلْمُقَرَّبُونَ﴾.
و دلهاى دشمنان ما را از سجين و دلهاى شيعيان آنان را نيز از همان آفريده كه آنان را از آن آفريده، و بدنهايشان را از چيزى پايين مرتبهتر خلق كرده، و به همين جهت دلهاى شيعيان آنان به سوى آنان تمايل دارد، چون از همان خلق شده كه آنان از آن خلق شدهاند، آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: ﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ اَلفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ وَ مَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ كِتَابٌ مَرْقُومٌ وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ﴾.
مؤلف: صاحب كافى نظير اين روايت را به طريق ديگر از ثمالى از آن جناب نقل كرده، و نيز صاحب علل الشرائع نظير آن را به سند خود - البته مقدارى از راويان آخر آن را نام نبرده - از زيد شحام از امام صادق (علیه السلام) نقل كرده. و اين احاديث به طورى كه ملاحظه
مىفرماييد مؤيد بيانى است كه ما در تفسير اين آيات داشتيم.
و در تفسير قمى در ذيل آيه ﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ اَلفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ﴾ آمده كه امام فرمود آنچه از عذاب كه خدا براى فجار نوشته در سجين است.
و نيز در همان كتاب در روايت ابى الجارود از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه فرمود، سجين عبارت است از طبقه هفتم زمين، و عليون عبارت است از آسمان هفتم.
مؤلف: اين روايت اگر صحيح باشد بر اين اساس است كه بهشت به عنايتى در جهت بالا، و دوزخ در جهت پايين باشد، و اين معنا را روايات ديگرى نظير اين روايت دارد، مثل آن رواياتى كه فرموده «قبر يا روضهاى از رياض بهشت و يا حفرهاى از حفرههاى دوزخ است».و يا رواياتى كه «برهوت» را مكانى در جهنم خوانده.
و در الدر المنثور است كه ابن مبارك از سعيد بن مسيب روايت كرده كه گفت:سلمان و عبد الله بن سلام به هم برخوردند، يكى به ديگرى گفت: اگر قبل از من از دنيا رفتى بخوابم بيا و به من خبر بده كه پروردگارت با تو چه كرده، و اگر من جلوتر از تو مردم اين كار را مىكنم و به تو خبر مىدهم. عبد الله گفت: چطور چنين چيزى ممكن است؟ سلمان گفت: بله ممكن است، چون ارواح مؤمنين در برزخى از زمين قرار دارند، هر كجا بخواهند مىروند، ولى جان كفار در سجين است (و خدا داناتر است).
و در اصول كافى به سند خود از زراره از امام باقر (علیه السلام) روايت آورده كه فرمود: هيچ بندهاى نيست مگر آنكه در قلبش لكهاى سفيد هست، وقتى گناهى بكند در اين لكه سفيد لكهاى سياه پيدا مىشود، اگر از آن گناه توبه كند آن لكه سياه پاك مىشود، و اگر هم چنان به گناه خود ادامه دهد لكه سياه زياد مىشود و زياد مىشود تا آنكه همه سفيدى را بپوشاند، همين كه سفيدى پوشيده شد، ديگر تا ابد صاحبش به سوى خير بر نمىگردد، و اين كلام خداى عز و جل است كه مىفرمايد: ﴿كَلاَّ بَلْ رَانَ عَلىَ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾.
مؤلف: اين معنا در الدر المنثور هم از عدهاى از نويسندگان كتب حديث از ابو هريره از رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) نقل شده.
و نيز در اصول كافى به سند خود از عبد الله بن محمد حجال، از بعضى از راويان شيعه
با حذف راويان آخر حديث - روايت كرده كه گفت: رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) فرمود: با يكديگر مذاكره كنيد و بديدن يكديگر برويد و احاديث را براى يكديگر نقل كنيد، كه حديث مايه جلاى دلها است، و دلها زنگ مىزند آن چنان كه شمشير زنگ مىزند، و جلاى آن حديث است.
و از روضة الواعظين نقل شده كه گفت امام باقر (علیه السلام) فرمود: هيچ چيز قلب آدمى را بقدر گناه فاسد نمىكند، قلب وقتى با گناه آشنا شد، روز به روز بيشتر متمايل بدان مىشود، تا جايى كه گناه بر آن چيره شود، آن وقت است كه قلب زير و رو گشته بالا و پايين مىشود. رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) فرمود: وقتى مؤمن گناهى مرتكب شود، لكه سياهى در قلبش پيدا مىشود، اگر توبه كند و دل از گناه بكند، و از پروردگارش طلب مغفرت كند، دوباره قلبش صيقلى و شفاف مىشود، و اگر زيادتر گناه كند، آن لكه زيادتر مىشود، اين همان «رين» است كه خداى تعالى در بارهاش در كتاب كريمش فرموده: ﴿كَلاَّ بَلْ رَانَ عَلىَ قُلُوبِهِمْ مَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾.