یک خواب، یک جهان، یک متن
رؤیا منظر خصوصی دارد، جهان ناظران متعدد و متن قواعد واژه و گزینش. روش تعبیر در این سه قلمرو یکسان نیست؛ مسئله معنای مشترک هنوز پرسش است.
در این جلسه مستقل، نسبت علم و دین و تعارض جهانبینی عرفانی با روایت علمی قرن نوزدهم بررسی میشود. از لاپلاس و داروین تا نسبیت و کوانتوم، نقض جبر کلاسیک و درهمتنیدگی مرور میگردد. بحث به معنا و جسم، هستیشناسی قانون، و حلقهٔ مفقودهٔ زبان میرسد.
تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر.
اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده.
میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک حد خیلی سادهای بحث بکنیم، وارد مفاهیم یک خورده عمیقتر داستان نشیم، برای اینکه یک جایی وارد بشویم بعد هزار تا چیز را باید توضیح بدهیم.
و یک مقدار من سعی کردم بحثها را در یک حالت خیلی سطحی نگه دارم در حد اینکه این آیهها معنیشون چیه، اصلاً چه داستانی را دارند حکایت میکنند. ولی یک یک نکته دیگهای هست، آن هم این است که این شاید بعداً در موردش بیشتر بحث بکنیم، همینجا اشاره بکنم.
فکر میکنم که زکریا متوجه این هست که اینجا این غذا آوردن برای مریم مقدمه ظهور یک انسان فوقالعادهایه. نه لزوماً مسیح. یعنی اینجوری نیست که مریم را دارند تغذیه میکنند همینطوری، برای اینکه مریم خیلی خوب دارد عبادت میکند. اینکه تغذیه مریم از آسمان یک جوری برای زکریا نشانه این است که اینجا یک اتفاق فوقالعادهای دارد میافته، یعنی مریم مثلاً یک فرزند فوقالعادهای را به دنیا میاره.
و شاید زکریا اصلاً با علم به اینکه یک چنین اتفاقاتی دارد اینجا میافته، حالا آرزوی خودش را هم میخواهد. از خدا یک چیزی میخواهد که مثلاً همیشه در واقع میل داشته. و این هم حالا پرسیدید بد نیست اضافه بکنم.
به هر حال کمتر من تو ذهنم اینجوری میآید که مثلاً فرض کن دیدن معجزه اطراف حضرت مریم مثلاً زکریا را به این احساس رسونده باشه که یک جور معجزه آسایی از خدا مثلاً چیزی را طلب بکنه، میدونید؟
یعنی مثل اینکه زکریا تا حالا خیلی امید نداشته به اینکه اگر از خدا بخواد، خدا یک چنین کارهایی هم میکند و حالا مثلاً یک چنین معجزهای را دیده. فکر میکنم به اندازه کافی زکریا تو عمر خودش معجزاتی دیده که اینجوری نباشد.
من تأکیدم روی چیزه، روی همان نکتهای که دفعه قبل گفتم از نظر داستانی اینکه حضور مریم، دیدن مریم در حال عبادت که دختر نوجوانی که به یک چنین جایی رسیده، این یک جوری الهامبخشه، این است که زکریا هم یک چنین چیزی رو، مثل اینکه دیگر آدم تو عمرش همیشه تو ذهنش هست که مثلاً بچه لازم داره، حالا دیگر یک چیزی اینجوری دیده، مثل اینکه برود به خدا بگوید خدا من یک چنین چیزی میخواهم.
دیگر یک نمونه واضح آن چیزی که زکریا آرزوش را داشته اینجا هست. فقط چیز نیست، در این است که دختره مثلاً نمیشود ولایت را بهش منتقل کرد.
بنابراین اینکه در اطراف زکریا یک چنین اتفاقی افتاده، یک چنین موجود بینظیری ظاهر شده، فکر میکنم خیلی طبیعی است که دیگر زکریا را به این شوق مثلاً آورده که درخواست یک چنین چیزی را بکند. اینکه زکریا پیامبره، صرفاً چون پیامبره این برداشتش از معجزات زیاده. پیامبر بزرگیه زکریا. قرآن هم اشاره کرده. آره، فکر میکنم زکریا رتبه خیلی بزرگی دارد.
از همین آیات که در مورد زکریا و مریم هست، میتوانیم بحث کنیم. خب. اصلاً آن دعای زکریا از گفتوگوی یک مکالمهای که بین زکریا و ملائکه هست. شخص جواب ملائکه را نمیدهد. هرچه ملائکه میگویند طرف صحبت زکریا خداست. اصلاً یک جوریه به هر حال یک چیزهایی هست که دیگر هیچ نقطه ضعفی در قرآن شما نمیبینید که در مورد زکریا اینقدر اینچیزترین چیزی باشه.
جای اینچیز. من حالا دفعه قبل واقعاً قصد داشتم که داستان را تا انتهای آن قسمت تولد عیسی در موردش صحبت بکنم که خب وقت نشد. حالا بیشتر از که فکر میکردم وقت داریم. یک مقدار میخواهم برگردم یک چند تا نکته بگویم همینطوری از جلسات قبلتر و در مورد زکریا و بعداً برویم دوباره سراغ داستان مریم.
بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد.
همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم.
اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً میتوانید نماد چیزی باشید در زندگی من. خب؟ ولی جهانِ خارج اینجوری نیست. اگه یه واقعی با حضورِ من و شما اتفاق بیفته، منم تو اون حادثه برای شما باید یه چیزی سمبلیک داشته باشم. میدونید منظورم چیه؟
واقعهای که در جهان اتفاق میافته، یه نفر ناظرش که نیست، صد نفر ناظرشه. بعد هرکی از دیدگاهِ خودش بقیه رو میخواد سمبلیک مثلاً تعبیر بکنه. یه اینجا یه پیچیدگیای به نظر میآد وجود داره، اینکه جهانِ واقعی مشترکه، ناظرای متعددی داره، در حالی که رؤیا اینجوری نیست.
من فکر میکنم طبیعیترین سؤالیه که میشه پرسید که چیکار، چهجوری باید در واقع معنا و مثلاً معناهای نمادینی رو نسبت داد به جهان، در حالی که این جهان، جهانِ همهست. این یه نکته.
یه نکتهی دیگه حالا من همینطوری میخوام اشاره بکنم، چون چند بار حالا مخصوصاً در جلسهی قبل اشاره کردم به اینکه یه مقداری تفاسیرِ به اصطلاح عرفانی یه مشکلی به هر حال دارن از نظر نحوهی برخوردی که با متن میکنن.
من به عنوان یه نکتهی کلی میخوام بگم که اصولاً همونطوری که رؤیا برای خودش یه تکنیکهایی برای تعبیر داره که من روی این تأکید کردم که اون تکنیکها ممکنه به دردِ تعبیر کردنِ یه چیزهایی در جهان بخوره، ولی شما در وقایعِ روزمره نمیتونید وقایعِ روزمره رو عیناً مثلِ یه رؤیا فرض کنید و بعد در واقع معانیش فکر کنید.
یه پیچیدگیهایی اینجا وجود داره که اونجا وجود نداره. عیناً من میخوام بگم که متن، مثلاً متنِ قرآن، یه داستانی که تو قرآن میخونی، احادیثی که در قرآن نقل میشن، اینا هم باز یه چیزِ سومی هستن. نه مثلِ رؤیا، نه مثلِ جهان هستن. تکنیکِ دیگهای انگار باید داشته باشیم. باید فکر کنیم به اینکه متن رو چهجوری بخونیم.
متن قواعدِ خودشو داره. صرفاً اینجوری نیست که من به اصطلاح رجوع بکنم به متن و مثلاً یه جوری مثلِ یه رؤیا بهش نگاه بکنم یا مثلِ یه واقعیتی که در جهان داره اتفاق میافته نگاه کنم. از جهان یه مقدار معنیدارتره به دلیلِ اون حالتِ گزینشی که داره و نوعِ کاری که با واژهها میکنه. اینجا
اساس اینه که ما یاد گرفته باشیم چهجوری در واقع با واژهها کار کنیم. اینا رو خودش این متن خوندن یه تکنیکی میخواد. و احساسم اینه که عرفا اصلاً به این تکنیکها توجهِ خاصی نداشتن. یعنی شما شما وقتی تفاسیرِ عرفانی رو میخونید، مثلاً من این که اصلاً یه تکنیک نیست، به نظرِ من جزوِ بدیهیاته.
مثلاً میخوایم معنیِ یه واژه رو بفهمیم، باید بریم کلِ متن رو نگاه کنیم، ببینیم واژه چهجوری استعمال شده، ریشهاش چیه، الی آخر. حداقل مثلاً به این اصل فکر میکنم لازمه معتقد باشیم که یه واژه علیالاصول یه معنی میده، مگر اینکه حالا من مثلاً یه جوری ثابت بکنم که این در یه جاهایی به معنای دیگهای به کار رفته.
شما حالا متنهای تفسیرهای عرفانی رو نگاه میکنید، میبینید که واقعاً در موردِ واژهها هر جایی اگه لازم میشد به ریشه رجوع میکنن، همون واژه جایِ دیگه معنیِ دیگهای به خودش میگیره. یعنی در اون داستانِ خاص کاملاً آزادانه مثلاً فرض کن به یه واژهای، مثلاً به واژهی عصا، در داستانِ موسی، مثلاً ابنعربی میگه از عصیان میآد و عصا و مثلاً عصیانِ فرعون داره اشاره میکنه.
خیلی، بذارید من اینجوری بهتون بگم که در شما کلاً وقتی که تفسیرهای عرفانی رو میخونید، تقریباً همیشه دارن حرفِ درستی میزنن. معنای خیلی ظریفی رو دارن بیان میکنن. ولی اینکه این چقدر این معنا واقعاً از اون متن درمیآد، من همیشه با برای من با شک و شبهه همراه بوده.
برای اینکه اصلاً قواعدِ خوندنِ متن رعایت نمیشه. هیچجور دقتی وجود نداره در تعبیر کردنِ واژهها، در معنی کردنِ حتی آیهها. خیلی خیلی آزادانه وقتی یه حرفی رو مطمئنن که درسته، میگن.
حالا با استناد به یه جایی. و اینکه کلاً ما توی تعبیر کردنِ یه متن باید یه قواعدِ جدیدی داشته باشیم، متن خوندن رو یاد گرفته باشیم و این کاریه که من حداقل ندیدم که در تفسیرهای عرفانی خیلی به این چیزا دقت بکنن.
احساسِ من اینه که شاید مشکل از اینجا پیش میآد. عرفا در واقع آدمهایی هستن که همینطور آنلاین یاد میگیرن که وقتی دارن زندگی میکنن، پشتِ پرده رو ببینن. خیلی وقتا اصلاً توجهی به ظواهر ندارن. یعنی همیشه انگار در همون عالمِ معنا مقیمن، به قولِ خودشون اصطلاحاً تنزل ممکنه نکنن، سالها در همون حالت بمونن.
بنابراین یه جوری یاد میگیرن که جهان رو به یه شکلی پشتِ پرده رو ببینن. فکر میکنم وقتی که دارن قرآن میخونن هم یه جوری فرض میکنن که انگار با این واژهها یه یه تصاویری داره تو ذهنشون ایجاد میشه، همونا رو طبقِ عادتِ خودشون در واقع مثلِ مشاهداتِ روزمرهای که دارن، معانیشو استخراج میکنن.
و این فکر میکنم که حتی اگه کاملاً درست این کارو انجام بدن هم لزوماً به نتیجهی درستی نمیرسن. . برای خاطرِ اینکه برای خاطر اینکه قرآن با واقعیت فرق دارد.
یعنی قواعد تعبیر قرآن به غیر از آن مسائل مربوط به متن، آن واقعه مثلاً فرض کنید واقعهای که موسی میرود پیش فرعون و فعل و انفعالات آنجا اتفاق میافتد را اگر من در جهان خارجی ببینم ممکن است به یک نحوی تعبیر بکنم ولی وقتی در متن ظاهر میشود یک جور دیگهای در واقع لازم باشه که داشته باشیم.
و به هر حال همیشه من احساسم این است که خواندن تفاسیر عرفانی خیلی چیز به آدم یاد میدهد ولی برای من همیشه این دلزدگی را به وجود میآورد که بینهایت نسبت به متن بیدقت.
شما حالا هر من میتوانم مثالهای عجیب و غریبی برایتان بیارم که تعجب بکنید از این مقدار و فکر میکنم همه آدمهایی که ضد عرفا در طول تاریخ موضع گرفتن بزرگترین دستاویزیشون همین است.
که چقدر اینها به خودشان آزادی میدهند که خلاف ظاهر حرف بزنن. چیزی که به وضوح مثلاً اینجا به نظرش چیز دیگهای میآد، اینها برای خودشان چون فکر میکنند اینجوری درست است مثلاً به خودشان آزادی عمل میدهند.
این دو تا نکته در مورد آن مسائلی که جلسات قبل بود. نکتههای ریز دیگهای که نکتههایی که از در مورد زکریای تو قرآن هست، من دفعه قبل خب دیگر خیلی به همه چیز اشاره نکردم ولی میشود اینها را در واقع جزو داستان به نوعی حساب کرد.
یکی یک یک مسئلهایه که فرقهای و کوچیکه، آن هم این است که با توجه به این داستانی که داریم میخونیم یک یک ایرادی گرفته میشود معمولاً به شیعه در مورد امامت بعضی از امامهایی که در کودکی به امامت رسیدن.
من میخواهم فقط روی همین تأکید بکنم که مطلقاً این سؤال یک یک یک بار که از آن کنجکاوی یک آدمی که شیعهست و معتقد هم هست این را میپرسه که خب چطور یک چنین چیزی ممکنه؟
این که فرق میکند اما به عنوان یک ایراد مثلاً فرقهای هیچ فرقهای اسلامی حق ندارد به شیعه چنین ایرادی بگیرد به دلیل اینکه در قرآن عیناً این مسئله نقل شده که و آتیناه الحکم صبیا در مورد یحیی، حالا مسیح را بگذاریم کنار به عنوان یک حالا یک موجود خیلی استثنایی که در گهواره سخن میگه، در مورد یحیی، یحیی در کودکی مبعوث شده.
بنابراین اینکه امکان یک چنین چیزی از نظر دینی هست بدیهی هیچکس هیچ ایرادی برای اعتقاداتش نمیتواند مگر اینکه آدمهایی از خارج مثلاً دین اسلام بیان یک چنین ایرادی وارد بکنند که یعنی قرآن را قبول نداشته باشند. مهم است که تو قرآن ما به هر حال به وضوح یک چنین چیزی واقعیتی را داریم که میشود در کودکی یک نفر در واقع یک جوری رسالت پیدا کند.
آها من یک چیزی اینجا نوشتم که یادم رفت کتابی را که میخواستم از روش بخوانم و بیارم شاید بد نباشد که در جواب اینکه چرا آنجا گفته میشود که و برّاً بوالدیک و لم یکن جبّاراً شقیّاً که به نظر میآید که یک جوری بعیده که در مورد یک پیامبر که این همه دارد در موردش مدح گفته میشود یک دفعه مثلاً این جمله بیاید که جبّار و شقی نبود.
من یک چیزی میخواستم یک داستانی حول و حوش شخصیت یحیی بخوانم که یک خرده شاید توضیح بکند که چرا این حرف زده میشود ولی بگذارید حالا کتاب را نیاوردم بگذارید بعداً متن میخوانم.
باز این را یادآوری کردم که در اینجا سوالی مطرح شده بود که این عبارت یعنی چی؟ در مورد بله و برّاً و لم یکن بله و لم یکن جبّاراً شقیّاً بله حالا به هر حال بگذارید بعداً در جلسات آینده در موردش صحبت کنیم.
به هر حال قبول دارید که احتیاج به حرف زدن در موردش هست که چگونه در مورد یک پیامبر حالا مثلاً در مورد عیسی که دیگر ما یک چیزی داریم یک دیدگاه خیلی خاص داریم از واژههایی مثل جبّار و نفی کردن جبّار بودن و شقی بودن دارد استفاده میکند.
واژه شقی تو داستان ابراهیم هم هست. دوباره همین تو زکریا در مورد خود اصلاً این شقی در مورد همه این افرادی که اینجا هستند نفی شدنش مثلاً ابراهیم هم میگوید که میگوید عصا الله از این دعا رفت شقی. زکریا هم که گفته بود از یحیی و عیسی که عیسی خودش نفی میکند در مورد یحیی نفی میکند.
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر.
یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده.
کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران که نقل میشود تأکید میشود که ملائکه اومدن و هو قائم یصلّی فی المحراب در حالی که زکریا در محراب ایستاده بود و نماز میخوند.
اینکه زکریا دعای خودش را کرده حالا در حال عبادته محراب را ترک نکرده در حال عبادته که دارد نماز میخونه تا اینکه ملائکه میآیند و بشارت را برایش میآرن.
که چند ساعت یا شاید بیشتر از این حرفها طول کشیده ما نمیدونیم. اینکه به هر حال این پرستش چیزهایی که در واقع پیش میآید یک اتفاقهایی نقل میشود بلافاصله بعدش یک اتفاق دیگهای میآید اصلاً در قرآن معنایش این نیست که بلافاصله این اتفاق این شکلی افتاده.
ممکن است همیشه در واقع با یک فاصلهای این اتفاق افتاده باشه. آها این نکته را من اینجا نوشتم به عنوان سوال که زکریا بعد از دیدن اینکه برای مریم غذا میآرن آیا زکریا حدس میزند که عیسی دارد متولد میشه؟
اینکه تولد عیسی چیزی بود که همه منتظرش بودن و این اتفاقات غیرعادی که اطراف مریم دارد میافتد این به وضوح در قرآن اینها نشانههایی از که پروردگار مریم را آماده میکند برای اینکه انگار این مأموریت را انجام بده، طبعاً یک آدمی مثل زکریا میتواند حدس بزند حداقل اگر با به اصطلاح بهش الهام نشه، وحی نشود که یک چنین اتفاقی دارد میافته، ولی همانطوری که ماها مثلاً یک چنین چیزی را در قرآن میبینیم، احساس میکنیم که خب این یک جوری انگار مقدمات ظهور عیسیست که غذا میآرن برای مریم، زکریا حداقل میتواند حدس بزند که یک خبرهای مهمی اینجا هست، ممکن است یک ولادت فوقالعادهای در راه باشه.
و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود.
ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًۢا بِكَلِمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَسَيِّدًۭا وَحَصُورًۭا وَنَبِيًّۭا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَپس در حالى كه وى ايستاده [و] در محراب [خود] دعا مىكرد، فرشتگان، او را ندا دردادند كه: خداوند تو را به [ولادت] يحيى -كه تصديق كننده [حقانيت] كلمة الله [=عيسى] است، و بزرگوار و خويشتندار [=پرهيزنده از آنان] و پيامبرى از شايستگان است- مژده مىدهد. منالله. در واقع به زکریا میگویند که یحیی مقدمه ظهور مسیحه، یعنی و مسیح هم تقریباً بدیهیه که احتمالاً مادرش مریم.
یعنی به زکریا این خبر داده میشود که یحیی را بهتان میدهیم که تازه حالا این مصدق یک فردیه که به زودی مثلاً ظهور میکند و این واژههای و سیداً و حصوراً و نبیاً من الصالحین که در واقع مدح خیلی زیادیه که قطعاً تولد یحیی بشارتی که به زکریا میدهند هست.
ولی این نکته خیلی مهمی است که اصولاً نقش تاریخی یحیی همین بوده و این را به اطلاع زکریا در بدو امر رسونده. یعنی یحیی اصلاً زمینهساز ظهور مسیح بوده، کسی بوده که مسیح را تأیید کرده و یحیی شخصیتش اینجوری بود که به دلیل این تولد معجزهآسایی که داشت و به دلیل شأن فوقالعادهای که زکریا در قوم خودش داشت به عنوان پیامبر، زکریای موجود مقدس و خیلی معتبریست.
بنابراین تأیید مسیح توسط زکریا خیلی مهم است از نظر تاریخی. یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده.
تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده.
زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر میآید که مقاومتی در مورد حضورش در معبد وجود دارد.
قرار نیست دخترها تو این معبد باشند و مادر مریم وقتی مریم را به دنیا میآره، همین احساسش همین است که میخواسته که این به اصطلاح خادم معبد باشه، در حالی که چون دختر شده نمیشود و الی آخر.
به نظر میآید که این خیلی نکتهی خوبی است دیگر که معجزاتی از طرف مریم دارد اتفاق میافته، بنابراین یک تأییدی اگر کسانی مخالف بودن، کسانی موافق بودن مثل زکریا که راه را باز کرده برای مریم و کفالت مریم را به عهده داره، اصولاً ظهور یک چنین معجزهای را بد نیست که آدم اعلام بکند که مریم به چنین جایی رسیده، که چنین اتفاقهایی دارد از طرفش میافتد. ولی به وضوح این اعلام نشده، ها؟ چرا اینجوریه؟
چرا؟
اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه.
کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده.
زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگهای هم به اصطلاح خود عیسی آن هم این باید داشته که این برای عیسی. عیسی هم که یک چیز عجیبی را دارد. نه من حرفم این است. اصلاً لازم نیست که معجزه را به مردم نشان بدهیم.
زکریا آن شأن را دارد در بین مردم خودش که لااقل اعلام بکند که مریم در یک چنین حدی و این برای چیز خوب است دیگر برای همین عیسی آنقدر خیلی معجزهآمیز نیست. چرا معجزهآمیز؟ که اتفاقاً آن که مریم ممکن است که بله اینکه مریم اصولاً چیز است دیگر مادر عیسی قرار است بشود.
زکریا میتواند این مأموریت را از طرف خداوند بگیرد که مریم را خود به مردم معرفی کند که بعداً آن اتفاقها نیفته مردم مثلاً خیلی هم چیز نباشن به اصطلاح جری نباشن نسبت به مریم. که ولی به وضوح به نظر میآید که همه این شأن و مقام مریم پنهان شده است.
یعنی نه تنها فقط زکریاست که میفهمد و میبیند که مریم به یک چنین حدی رسیده، غذا برایش میآرن. کاملاً چیز است. مریم در پشت آن پرده پنهان شده. در حالی که از نظر تولد مسیح اگر ذرهای به هر حال یا مثلاً به مسیح به مریم بشارت میدهند که اصلاً مسیح، به نظر نمیآید مریم گفته باشه که کسی دارد مسیح را به دنیا میآورد.
حتی شاید زکریا، اگر زکریا، زکریا به کسی نگفته. برای یک اتفاق واقعهای میکند از خاص خود مریم. خاص خود مریم. احساس میکنم بر اساس چیز مریم بله من ندیدم و اگر چیزی در آن هست بگویید. اگر خب میدانم آنقدر هم خطرناک نیست. یعنی اگر مردم بدونن مثلاً میتوانند این را بپرسن. در مورد مسیح اینجوری است.
در مورد مسیح به نظر میآید پنهان شدنش اینجوری است که نه مردم آنجا ولی تولد مسیح بنا به نقل انجیل شبیه تولد موسی بوده. درسته؟ من میخواهم این حالت پنهانیاش با وجود اینکه تأکید نشده تو قرآن که عین همان اتفاق شبیه موسی اطراف عیسی افتاده ولی از حال و هوای این داستانها برمیآد که این درست است.
چیزی که در انجیل هست که فرمانروای آن منطقه دقیقاً به دلیل اینکه شنیده بود که به زودی مثلاً خوابگذارها بهش گفته بودن میکشت بچههایی را که در سن مثلاً انجیل متی با طول و تفصیل این را ذکر میکند که حتی در انجیل اینطوریه که مریم را بعد از تولد عیسی به مصر میبرن.
در اینکه عیسی محفوظ بمونه و بعداً فرشته میرود و به یک فرشتهای به چیز میگوید به یوسف که در انجیل به اصطلاح همسر مریم هست میگوید که این را برگردون. در انجیل متی اینجوری است. در انجیلها این خیلی خیلی نقطه عمدهای که مسیح اینجوری به دنیا آمده. فضا فضایی نیست که بشود اعلام کرد.
ولی اعلام تقدس مریم که در این حد مثلاً پیشرفته به نظر نمیآید که ربطی به آن مسئله داشته باشه که مثلاً بله. خب چرا آن پادشاهها و از طرفها از این نمیذارن که زکریا، فرزند زکریا، فرزندش نیست. این یک مسئلهست.
نه، اگر ما مردم عادی داشتیم، محتمل که از زکریا با یک چنین معجزهای یحیی متولد شده، بعداً این اتفاق افتاده که فرزندان را کشتن. که به اضافه اینکه یحیی مسیح نیست. و اگر مسیح زکریا اعلام میکند که این مسیحه که متولد شده ولی این اتفاقاً خیلی محتمله دیگر به دلیل یک موجود آثارش که مثلاً مسیح باشه ولی نیست.
زکریا این کشتن و این چیزها اینها بعد از اینها بله در مقطع به دنیا اومدن خود حتی بعد از به دنیا اومدن مسیح اتفاق افتاده. ولی به هر حال یک چنین خطری از نظر سیاسی آن اطراف وجود داشته بنا به نقل خیلی خیلی مؤکد انجیل.
و در قرآن هم میگویم این فضا وجود دارد که حداقل ممکن است این آدمهایی که این اطراف هستند آدمهای مؤمنن ولی کلاً این یک چیزی تو حکومت سیاسی نیست. این یک چیزی است یک معبدیه در بین در یک کشوری که آدمهایی که آن بالا هستند اصلاً دلشون نمیخواد اینجا رقیب پیدا کنند.
چون مسیح در چه در به اصطلاح سنت یهودی شهرتش این است که پادشاهه دیگر یک جوری پادشاه یهود کسیه که انگار یک جوری میآید و یهودیها یهودیها یک جوری دید سیاسی هم نسبت بهش دارند. مثل آن عظمت مثلاً پادشاهی سلیمان را به ما برگردونه. یک قوم تحقیر شدهای که منتظرن که یکی بیاید و قیام بکند و یک جوری مثلاً آزادسازیای انجام بشود.
مثل آن کاری که موسی کرد. و بنابراین طبعاً ظهور مسیح یک جور اعتقاد سیاسیه. بنابراین به پادشاهی که آنجا هست برمیخوره که مسیح. این کاری که مریم کرده، مریم، اینها را از برنامه مریم برگردونده؟ خب ببین من میخواهم بگویم که اصلاً این جزو بدیهیاته که زنها را خداوند از پرده بیرون نمیذاره.
من واقعاً فکر میکنم این خیلی مهم است که ما این را بفهمیم که اصولاً این جزو به اصطلاح همان ذات زنانه است. که زن قرار نیست که اگر بالاترین معجزه هم برسد مردم مثلاً جمع بشن، معجزه خودشان نشان بده، مردم هدایت بشوند. زن همونطور در ورای حجاب برای خودش هست. ممکن است به بالاترین سطح معنوی هم برسد ولی آشکار نشود در بین مردم.
سروکارش با مردم نیست. بنابراین اصلاً این حرف که زکریا بخواهد از این تصور این را داشته باشه که برود به مردم بگوید که مریم به جایی رسیده، نرسیده. این اصلاً جزو بدیهیاته به نظر من که زنهایی که عارف هستند از نظر معنوی به بالاترین سطح ممکن میرسند، اصولاً نه به پیامبری مبعوث میشن، اصلاً از پشت آن پرده خارج نمیشن.
مردها هستند که حکم میگیرند. مأموریت میگیرند که برگردند پیش مردم. و این اصلاً این جزو شئونات مرده، نه جزو شأن زن. زن در واقع این تکلیف را از نظر تشریعی دارد که اگر رفت، دیگر رفته. کسی مزاحمش نمیشود. اینجوری نیست که برش گردونن. مثلاً فرض کن دچار غی و قال مردم ابلهای بشود که معمولاً در اطراف هستند.
من یاد این افتادم که نه الان یادداشت کردم که بهتان بگویم. یک هماتاقی داشتیم که خیلی نسبت به زنها حرفهای زشتی میزد. حرفهای تحقیرآمیزی میزد. حالا خوب است امروز نیست که حداقل حضور ندارم. یک بار نشسته بودیم و داشت چایی میریخت برای من. بعد همینجوری حرف میزدیم.
مثلاً من خب اعتراض داشتم به این نحوه برخوردش با مسئله زن و اینها و ببین همیشه چایی داشت میریخت بعد همهاش حرف حرفش این بود که بابا زن اصلاً یک موجود مستقلی نیست که خدا خلق کرده باشه. قرار است چیزی باشه، چیزی نشود. زن را خدا برای مرد آفریده. ازش استفاده باید بکند.
خب خوب باید استفاده بکند. مثل یک چیزی که تو خانه هست. دقیقاً داشت چایی میگفت مثل یک غوری. این اصطلاح بین ما موند که کلاً زن معادل با غوریه از نظر زن. یک چیزی است وسیلهایه. مثلاً این وسیلهاش به درد میخوره، باهاش چایی میریزی. زن هم یک کاربردهایی دارد برای مرد.
اصولاً موجودی نیست که خودش مستقلاً چیزی در و این آدم، آدم این بود که حالا من واقعاً این حرفها را به این نقد ندارم ولی میخواهم برگردم به همان شبههای که وجود دارد. آن استدلال غلط که مردم این را نمیفهمن که این جزو شأن زنه. زن اصولاً از خودش آن پرده چیز نه از معنویات خودش خارج نمیشود. نه قرار هم نیست که خارج بشود.
اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است.
و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن.
ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا اگر خودشان را بتونن از آن حیوانیت محض مثلاً بکشن بالا، جمله معروف عربسو که مردان، اِ، چیان؟
بلنداندیشان کوتاهموئند و زنان کوتاهاندیشان درازمو. که کلاً این موجوداتی هستند آدم همینطور برای خودشان دارند زندگی میکنن، نه فهم و شعوری به اندازه کافی دارن، چیزی در حد همان حوری. اِ، کاملاً یک استدلال اشتباهه.
من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند.
میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد.
مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست.
حالا به هر جا میخواهند برسن و هر کاری میخواهند بکنند. و قرار نیست که برگردن با مردم درگیر بشوند. آن هم در یک چنین قوم زایهای که از هر فرصتی برای توهین کردن به این قوم استفاده میکنند. نه، این ویژگی خاص دارد. آخه من یک فکر را مطرح کردم. خب، حالا اجازه بده. ببین، این جزو بدیهیاته که به هر حال زنها چیان؟
زنها اِ، در به اصطلاح ذاتشون نیست. مثلاً قرار نیست که چنین اتفاقی بیفتد. در طول تاریخ هم نیفتاده. نه پیامبر شدن. پیامبر نشدن نه اینکه به آن شأن مثلاً ولایت به یک معنایی مثلاً نرسیدن، ولی اینکه بهشان رسالت داده بشه، مثلاً برگردن برای با مردم حرف بزنن، دچار قیل و قال بشوند به اصطلاح، از این چیزها در اِ، زنها نیست.
خب، بیایم شروع کنیم آن بخش مربوط به مریم را بخونیم. من اِ، چون احساس میکنم دیگر به اندازه کافی وقت دارم، این جلسه را بیشترش را به اختصاص میدهم. یک ساعت وقت هست. میخواهم هم چیزهایی که تو سوره آلعمران هست را بخونیم، هم اینجا.
حالا بیشتر تأکیدم روی همین داستان مریم در سوره مریم ولی اینکه دو تا، دو تا داستان را با همدیگه، اصلاً کلاً این داستان زکریا و مریم کجا هست، اینجا هم هست. هر کدومش با یه، آنجا مقدمات خودش طولانیتره. مثلاً شما تو بارداری مریم را نمیبینید.
فقط قسمتی که میان با طول و تفصیل بیشتری مثلاً بهش بشارت میدن، اِ، که صاحب فرزند میشود و این حرفها، ولی اِ، در مورد زکریا هم همینطور. یک مقدار به نظر میآید که بعضی چیزها آنجا گفته شده که اینجا گفته نشده.
به هر حال یک جوری خواندن این دو تا داستان با همدیگر و جور کردنش، یک ترتیب زمانیشون اول چه اتفاقی میافتاد، بعداً چه اتفاقی میافتاد، فکر کنم جالب است.
در سوره آلعمران که مثلاً ماجرای تولد مریم را من بارها قبلاً چون بهش یک ارجاعی کردم، اول اصلاً داستان از آنجا شروع میشود. مریم به طرز معجزهآسایی متولد میشه، قرار است که پسر باشه ولی دختر شده و کلاً اِ، حالا آن اِ، روایتی که هست، گفتید در آن فیلم روش تأکید کردن که مثلاً اِ، انتظار این بود که مسیح اصلاً متولد بشود ولی مریم متولد شد.
حالا اِ، به هر حال اِ، مادرش برای آن نذر کرده بود، انتظار پسر داشت، دختر متولد شد و اِ، آیههای خاصی که آنجا هست، فوقالعادهست.
از نظر اِ، حالت بیانی که آیهها دارد نسبت به مریم، اینکه میگوید ال عمران · ۳۷فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍۢ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًۭا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا ۖ كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا ٱلْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًۭا ۖ قَالَ يَٰمَرْيَمُ أَنَّىٰ لَكِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍپس پروردگارش وى [=مريم] را با حُسنِ قبول پذيرا شد و او را نيكو بار آورد، و زكريا را سرپرست وى قرار داد. زكريا هر بار كه در محراب بر او وارد مىشد، نزد او [نوعى] خوراكى مىيافت. [مى]گفت: «اى مريم، اين از كجا براى تو [آمده است؟ او در پاسخ مى]گفت: «اين از جانب خداست، كه خدا به هر كس بخواهد، بى شمار روزى مىدهد.»، یک جور، یک جور خاصی با مریم، انگار آن ربوبیت خدا یک جور خاصی در مورد مریم جاری. تکفلشان زکریا رسیده در معبد.
و شما الان در این داستان میبینید که در این داستان میبینید که مریم برای خودش یک مکان خاصی، محراب خاصی داره، یک پردهای کشیده و خودش را از بقیه جدا کرده. و در آن یکی داستان میبینید که قبل از اینکه این ماجرای ولادت مسیح پیش بیاد، ملائکه میان و به مریم بشارت میدهند که خداوند تو را در بین همه زنهای جهان انتخاب کرد.
نمیگن که قرار است مادر مسیح بشی یا نه، ولی این بشارت قبل از مسئله تولد مسیح یا اعلام تولد مسیح به مریم رسیده و از مریم میخواهند که یک جور خاصی انگار عبادت بکنه، نه اینکه عبادت نمیکنه، ولی واقعاً اینجا یک عبارتی هست که بروند آن را که لرب که برکهای، بستن برکهای من را که اینکه در یک جوری دستور به یک عبادت خیلی با چیز میدن، یک عبادت خاص دارند بهش میدهند.
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی.
فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست.
ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر حال نمیشود هم نتیجه گرفت که حتماً بعد از این انتخابی که مریم یک جای خاصی دارد باهاش رفتار میشود.
کلاً آن خلوت خاصی که مریم آنجا برای خودش درست کرد، این معبد یک رفت و آمدی در آن هست دیگر از آسمان. که از یک جایی به نظر میآید که مدام غذا دارند میآرن، میبرن، ملائکه میان، بشارت میآرن، بهش دستور عبادت دارند میدهند و اصلاً یک جوری از آن مسائل تکفل زکریا اینجا نمیخواهم بگویم منتفی شده، ولی اصلاً دیگر مریم از یک حد معمولی خارج شده و یک جوری خاصی دارد باهاش رفتار میشود.
نمیشود لزوماً نتیجه گرفت، ولی زکریا قبل از اینکه آخه ترتیب زمانی آن که آن آیههای مربوط به مریم حتماً بعد از آن دعای زکریاست، لزومی ندارد این تکست را بکنیم.
ولی میتواند تغذیه خیلی زودتر شروع شده باشه، بعداً ولی این اعلام اینکه، یعنی اینکه مریم انتخاب شده برای یک کاری، ممکن است خیلی زودتر اتفاق افتاده باشه، ولی اعلامش به خود مریم دیرتر مثلاً واقع شده باشه.
ممکن است انتخاب شده، بعداً تغذیه شروع شدهش، ماهها گذشته، بعد بهش اعلام کردن که خداوند تو را برگزیده و بعداً هم بهش اعلام کردن که این برگزیدگی معنایش این است که قرار است که مسیح از تو متولد بشود.
مریم مسیح را میشناخته؟ همه مسیح را میشناختن. از بله، دنیا همه مسیح را میشناختن. فقط مسئله قوم یهود و اینها نیست. الان من در قوم یهود که همه مسیح را میشناختن که انتظار برای ظهور مسیح، همین الان هم یهودیهایی که مسیحی نشدن منتظر مسیحان، به هر حال.
چی؟ که مسیحی که نبوده به هر حال یک موجود فوقالعاده استثنایی به اسم مسیح که نجاتدهندهست دارد میآید. فکر میکنم طبق معمول قوم یهود از نجات، اصلاً مسیح به معنای نجاتدهنده. عیسی عیسی مسیح به معنای عیسی به معنای نجاتدهندهست. Jesus که زبان در انجیل اصلاً کلمه عیسی نامش نجاتدهندهست. طبق معمول یهودیها تعبیرشون کسیه که میآید قوم یهود را نجات بده.
کلاً یهودیها ارتباطشون در مسائل دینی اینجوری است که پیغمبرهای ما نجاتدهنده ما، در حالی که مسیحیت حداقل این تعبیر را دارد و قرآن هم همینطور که اصلاً عیسی دیگر متعلق به قوم یهود نیست. اگر موسی را خداوند فرستاد که بنیاسرائیل را از دست فرعون نجات بده، این یک واقعیت تاریخی که مأموریت موسی این بوده که آنها را از زیر سلطه ما میخواهیم که اونها رو از اینجا خارج بکنه، عیسی نجاتدهنده کل انگار جهانه. «
رحمة للعالمین» است، برای ناس، کلاً برای همه آدمهایی که تو کره زمین دارن زندگی میکنن، میآد، نه برای یهودیها. یعنی اینجا یه «فَرَق» بنیاسرائیل رو آورده. رسول هم خب رسولی جز رسول بنیاسرائیله، ولی میگه که مثلاً فرض کن این تعبیرها اینجوری که بارها تو قرآن تکرار شده رو نگاه کن که مثلاً میگه که «آیة للناس و رحمة منا» مثلاً. برای مردمه، برای بنیاسرائیل نیست.
کلاً پیامبرهای این چیز به اصطلاح این سوءتعبیره که پیامبران بنیاسرائیل، همون رُسُل بنیاسرائیل برای بنیاسرائیل. خود کلاً این ماجرا جهانیه ولی خب برای یهودیها کاملاً قومیدش نگاه میکنن که خداوند برای ما پیامبر فرستاد، خداوند برای ما نجاتدهنده فرستاده. الان خدا میدونه الان که این مسیحمسیحی گرفتن، اگه مسیح ظهور بکنه اینها رو نجات بده، میخواد چیکار بکنه؟
الان مسیحش اینجوری ظهور بکنه، این دنیا رو لابد میگیره بهش. یه قسمت کوچیک رو میذارن برای بقیه مردم، میذارن. الان این نجات داده شدن دیگه، انگلیسیها قبل از اینکه مسیحمسیحی ظهور بکنه، یهودیها رو نجات دادن، برگردوندنشون به ارض موعود. خلاصه، بیاید حالا این چیز داستان رو از توی خود سوره مریم با جزئیات بخونیم.
اینکه، من این چیزهایی که اینجا هست رو خود در مورد واژهها هم اگه لازم باشه صحبت میکنیم. اینکه میگه، بحث کرد تو کتاب مریم، بدون خبر از منِ اهلها مکانم شرقیا، اولین چیزی که در مورد مریم گفته میشه، این دوری کردن از اهلش و رفتن به حالت انزوا و در یه مکان شرقی. بدون اینکه بخوایم مکان شرقی رو تحویل بکنیم یا تعبیرهای خاص بکنیم، از نظر داستانی معنیش برای چی مریم میره به مکان شرقی؟ یعنی
الان من الان شما هیچ تحویلی نکنید، خود ظاهر داستان داره به شما میگه که مریم به مکان شرقی رفت. یعنی مثلاً در معبد، در یه قسمت شرقی معبد جایی برای خودش درست کرد برای عبادت کردن.
بیشتر از هر چیزی که چیزی که به ذهن آدم میرسه اینه که مریم یه جوری چیزی داره دیگه، عبادتهایی مثلاً صبحگاهی داره، با این طلوع و غروب خورشید کار داره، با طلوع خورشید کار داره. با فجر و با طلوع خورشید و زمان ساعتهایی که مخصوص عبادته، برای همین رفته در قسمت شرقی مثلاً. اینکه از نظر ظاهری معنیش اینه، اون معنای باطنیاش هم از همینجا میآد دیگه.
آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم.
ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت
من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا کرده. و چیزهایی حالا پشت اون پرده داره اتفاق میافته که خبرش بهطور طبیعی به بیرون پرده نمیرسه.
کلاً این توصیف فوق این دو تا، این یه آیه و نصف آیه است، یه توصیف مختصر و خیلی جالبی از اون خلوت خاصی که مریم با خدا داره.
اینکه دیگه چیزی رسیده دیگه، از نظر تقرب، از نظر به اصطلاح حالت اعتزال و انقطاع به یه حالتی رسیده که دیگه خودشو انگار از تمام دنیا جدا کرده، توی یه محدودهای و اونقدر این جدا شدن شدیده که تغذیهاش هم میخوان همونجا میبینید اصلاً یه جوری انگار از همه عالم بریده شده، بینیاز شده. لازم نیست حتی برای مثلاً غذا خوردن، غذا بردن بیاد بیرون بره. مخصوص عبادت شده دیگه و میآن، ملائکه میآن همین رو بهش توصیه میکنن که به شدت عبادت بکنه. از همه وظایف و هر چیزی که توی دنیا هست، یه جوری بازش کردن برای خاطر این وضعیت، وضع خاصی که داره.
ولی بعد یه دفعه این اتفاق میافته دیگه، از بین در واقع خلوت عبادتی که خیلی اوضاع خوبه، مريم · ۱۷فَٱتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًۭا فَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًۭا سَوِيًّۭاو در برابر آنان پردهاى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل] بشرى خوشاندام بر او نمايان شد. این دفعه توی همین محدوده به امن و محل عبادته، یه بشری ظاهر میشه که در واقع روح خداست که به این شکل، به شکل انسانی ظاهر شده. توی توی آیه اصلاً در مورد روح که در قرآن نوشته «نپرسید» دیگه، ها؟
این چیه؟ سوال که دیگه رسماً گفتن اینو نپرسید، من نمیدونم. یه چیزی بالاتر از فرشته، حالا بعضیها میگن که نمیدونم به جبرئیل خداوند مثلاً روحالله میگه، حالا به هر حال یه در سلسلهمراتب بالای جهان، روح یه چیزیه. به نظر نمیآد اشاره به جبرئیل باشه، نمیدونم واقعاً، من خودم حرفی چیزی ندارم.
توی سوره آلعمران هست که ملائکه اومدن و به مریم بشارت دادن. اینجا هست که مست، میشه فرض کرد که ملائکه بشارت این موضوع رو آوردن و بعداً این رسول اومد و میشه اینجور فرض کرد که اصلاً این دو تا واقعه یکیان،
همزمان دارن اتفاق میافتن، یعنی مثلاً ملائکه که کلاً به نظر میآد اون پشت در ورای حجاب همینجور هستن دیگه، یعنی کلاً ظهور ملائکه و حرف زدن با مریم یه اتفاق خاصی نیست، اتفاق خاص اینه که این دفعه یه انسانی اینجا ظاهر شده.
بنابراین اینکه بخوایم مثلاً در تقدم و تأخر این دو تا ماجرا بحث بکنیم، به گمانم خیلی موضوعیت نداره که حالا مثلاً اول ملائکه اومدن بشارت ظهور مسیح رو و تولد مسیح رو دادن و بعداً مثلاً فرض کن در مدتی این اتفاق افتاده یا اینکه کلاً این ماجرا یکیایه که به این شکل داره روایت میشه، فکر کنم من تصورم اینه که کلاً یه واقعهست. همه این چیزها همزمانه و
خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟
هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند.
یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند که اینها را به تحویل ما بدهید. یعنی آن خودش جزء مقدمات عذابه که به صورت بشر ظاهر شدن. ولی اینجا چیزش چیه؟
یعنی در مورد ماجرای لوط خیلی واضح است که چرا اینکه ملائکه یا حالا هر چیزی به صورت بشر میتوانند ظاهر بشن، حتی ما در روایاتمون هست که شیطان میتواند خودش را به شکل بشر ظاهر بکنه، داریم این را. چه چیزی هست؟ اینجا چه وجهی دارد که روح خدا به شکل بشر ظاهر شده؟ این منظورم چیست دیگه؟
یک همانطوری که در مورد قوم لوط میشود سوال کرد که خب این همه اقوام عذاب شدن بدون اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر بشن، میشود سوال کرد که چرا اینجا این اتفاق افتاده؟ و جوابش خیلی واضح است. یعنی قرآن نقل میکند که ظهور آنها به صورت بشر در واقع چه عاملی بوده و چه عواقبی داشته که در واقع اتفاق باید بیفتد تا یک عاملی اینجا بیفتد.
یعنی مثلاً آن عذابی که میخواهد نازل بشه، خلاصه با یک سری چیزهای فیزیکی باید انجام بشود. نه آنجا که آنجا روشنه که چه اتفاقی دارد میافتد. نه همینجا هم هست. اینجا عذاب یعنی ظهور به صورت بشر یک جوری آن حقیقت خیلی خیلی بلند باید بیاید به یک لولی در پایینترین لول ممکن که مثلاً عیسی هم میتوانم یعنی به این شکل دیده.
بله. مربوط به تولد عیسی میشود دیگر. یعنی اینجا بله. ابنعربی را اولین ارجاع خودم و همهشم کتاب همراه نیست به کتاب ابنعربی بدهم. ابنعربی تعبیرش این است که مثل اینکه حداکثر این که وقایع سیر، درست است سیر طبیعی ندارد واقعه ولادت مسیح و بارداری مریم.
ولی اینکه در حضور یک بشر که مرد هم هست، مریم حداقل به یک احساس مثلاً طبیعی دست پیدا بکند. مثل اینکه حضور این مرد اینجا یک جوری در ابن عربی تعبیرش این است که مثل آماده کردن مریم برای بارداری هست. حداقل یک مرد در یک حدی اینجا ظاهر، یک صورت ظاهری بشر را مریم میبیند.
حالا اینا، بله. چرا؟ پناه نه. پناه میبره، میترسه دیگر. مریم میترسه به دلیل اینکه یک مردی وارد خلوتش شده و چون نمیشناسه و متوجه نیست که این ماجرا غیرعادی هم هست که تا حالا خودش را معرفی نکرده، میترسه و به خدا پناه میبرد. از اینکه مثلاً آدم بدی نباشد.
ولی ظاهراً این نقش، مریم داره، مثلاً انما، من هم که قرار است بدون اینکه لمسی صورت بگیره، بدون اینکه، ولی این رسول پروردگاری که به هر حال اینجا دارد یک اتفاقی میافتد دیگه، اینکه خداوند مثلاً روح خودش را میگوید روح خودمان را در مریم دمیدیم.
اینکه مریم از نظر جسمانی هم یک جور مثلاً فرض کن حس بارداری، یک مقدماتی از بارداری در واقع برایش اتفاق میافتد. این تعبیریه که ابن عربی میکند که حضور جسمانی رسول اینجا در واقع یک بخشی از مقدمات بارداری را حداقل به طور طبیعی آماده میکند. منتها خب این به طور غیرعادی در واقع اتفاق دارد میافتد. یعنی شامل تماس جسمانی یا چیز شبیه این نیست.
ولی به هر حال یک فواید این شکلی انگار دارد. یعنی مریم پرفکت، نه، بله. یعنی این نقشی که شما داشتید که مریم کاملاً پرفکت بدون دخالت هیچ مردی یک حالتی، نه مردی اینجا در کار نیست. آها حالا میگویم دیگه، بالاخره همونطور که آنجا زن عاقلی بود.
نه، این اصلاً این مسئله که بدون اینکه مردی وجود نداره، شوهری وجود نداره، تماس جسمانی وجود ندارد به وجود، میگوید که «و لم یمسسنی بشر و لم اک بغیا» قال کذلک. که اصولاً قرار نیست که وضعیت عادی مثلاً از نظر بارداری پیش بیاید. تماس جسمانی صورت بگیرد. ولی مستقیماً یک جوری در واقع مریم بدون فقط مثل یک صورت ظاهری یک مرد اینجا در تخیل، بله.
مردی وجود ندارد. در جهان مردی وجود ندارد. ولی حالا من تأکید نمیکنم. فقط میخواستم یک نقد بکنم که اولاً اینجا این سؤال هست که روی این فکر بکنیم که به هر حال ظهور روح خدا به صورت بشر دلیلش چه بوده و بحثهایی هم شده. من حالا چیزی که نقل کردم با نقل آن مضمون از همان کتاب فصوصالحکم ابن عربیه.
فکر میکنم احتمالاً تا آن فصل اینطوریش و به هر حال در مورد این میشود فکر کرد، بحث کرد و اینکه این در واقع مثل همه جاهایی که انگار تا جای ممکن سلسله مراتب طبیعی رعایت میشن، اینجا هم حالا یک بخشی از سلسله مراتب طبیعی دارد رعایت میشود. صورت ظاهری یک بشر حداقل اینجا وجود دارد.
بله. خب، بله. این یک خورده دیگر داریم خارج میشویم از موضوع صحبت، ولی حالا سؤالت هم خیلی دقیق نمیفهمم ولی فکر میکنم در واقع آن اتفاق معنوی که جدای از مسائل طبیعی بین زن و مرد میافتد که مرد زن باردار میشه، یک اتفاق معنوی آنجا در واقع میافته، آن اینجا دارد اتفاق میافتد دیگر.
دمیده شدن روح و اینکه کلمه، نمیدانم «القاها الی مریم» یک واقعیتی دارد اینکه اتفاق میافتد که در واقع مثل یک جور باردار شدن صرفاً با استفاده از معنویت بدون اینکه آن مقدمات جسمانی ظاهر شده باشه و مریم این چیزو معنویت را دارد که اینجوری باردار میشود در حالی که به طور طبیعی همان قدری که من و شما یعنی مردها به طور عادی توانایی این را داریم که مثلاً بهمون وحی بشود و قرآن مثلاً به ما نازل بشود که تواناییشو نداریم زن عادی هم توانایی چنین چیزی را ندارد.
مریمی که به یک جایی رسیده توانایی این را دارد که یک جوری مثل اینکه آن اتفاقهای معنوی که هزار تو مثلاً وسایل طبیعی باعث میشود این اتفاق بیفتد مستقیماً برایش اتفاق بیفتد.
من مثلاً فرض کن اگر قرآن میخوانم یک چیزهایی میفهمم مثل اینکه قرآن نازل شده حالا این پایین تبدیل به متن شده حالا من میخوانم یک جوری خلاصه از این پایین دارم میرم بالا مریم یک جوری در واقع آن القای کلمه در همان سطح معنویش دارد صورت میگیرد.
حالا فقط یک بخشی به بنا به تعبیر ابن عربی و برخی از عرفای دیگر مولانا یک یک چیزی در مثنوی این مایهها دارد در مورد این داستان که یک بخشی مثلاً از به وجود اومدن یک جور هیجان در مریم توسط ظهور یک صورت بشری در واقع اینجا تحقق پیدا کرده منتها القای کلمه و آن به اصطلاح باروری یک جور معنوی دارد صورت میگیرد.
بله. بگو حالا بعد ولی من جواب نمیدم دیگر. دور نشیم خیلی از بحث. بله. این که خب به هر حال برای به دست آوردن هر فرزندی درشون را به خداوند لازم خب؟ حالا آیا این در مورد شما هم را با مردانگی ارتباط مستقیم دارد که در اینجا به صورت مرد ظاهر شده و جاهای دیگر که به صورت مرد ظاهر نمیشه؟
نمیفهمم. بین زن و مرد شدن آن و آن شکل گرفتن کلمه آن اتفاقی که در تولد میافتد یک بخشی معنوی در واقع دارد که زن برای اینکه به آن حالت برسد احتیاج به مقدمات طبیعی از جمله حضور یک مرد دارد. خب؟
ولی اینجوری نیست که یک مردی اگر ظاهر بشود فقط مثلاً فرض کن با نگاه کردن بعد نمیدانم تحت تأثیرش باروری صورت بگیرد. میدونی منظورم چیه؟ یعنی فقط مثلاً فرض کن یک جوری آن معنویت که بین این مرد و زن هست باعث باروری میشود.
در واقع این نقص وجودی همه زنهاست که آنقدر در واقع از نظر معنویت به یک جایی نمیرسن که صرفاً با یک چنین تمهیداتی بارور بشوند. احتیاج به مقدمات مادیشم مثلاً دارند. ولی اینکه اینجا چهره یک انسان یک یک بشر این انگار دارد کفایت میکند برای اینکه این مقدمات آماده بشود این یک نکته خاصشه. من خیلی این نکته سوالتو نمیفهمم که ابهام کجاست؟ یعنی چه جوابی باید بدم؟
اینکه در به هر حال در تولد هر فرزندی یک چیزهای معنوی هم اتفاق میافتد. و اینکه این آدمها حالا در هر سطحی باشند اینکه در پشت پرده خلاصه یک اتفاقی میافتد و یک کلمهای شکل میگیرد به دنیا میآید. خب.
به هر حال رسول در جواب آن حرف مریم میگوید که من رسول پروردگار هستم که بهت یک فرزند پاکی بدهم. اینجوری نیست که دیگر اینجا مریم ندونه که اینجا منظور مسیحه برای اینکه در آل عمران تأکید میشود که بهش بشارت میدهند که این مسیح مسیحه و یک نکتهای وجود دارد این هم این است که حتی اگر از نظر زمانی فرض کنیم که بشارت تولد مسیح قبل از این ماجرا هم اتفاق افتاده باشه که در آل عمران هست که ملائکه اومدن و گفتن که ما به فرزندی تو را مثلاً بشارت میدهیم که مسیحِ این سهم مریم قبل از این هم اگر اتفاق افتاده باشه مریم هنوز متوجه به نظر میآید مریم متوجه آن نکته وحشتناک ماجرا نیست که قرار است اینکه شوهر داشته باشیم یا نه.
بنابراین اینجا وقتی سوره مریم این اتفاق میافتد و آن رسول میگوید که من اومدم و دیگر نه لمسی، نه بشری سر کار هست و نه کاری باید بکنی، همینجوری مثلاً باردار میشی، به نظر میآید که چیز دیگه، این غافلگیرکننده است برای خود مریم.
از کجا اینجوری به نظر میآد؟ مریم ذکریا که چگونگیشو، چگونگیشو میپرسه، بله. آره، و بهاضافه این، این جمله خیلی مهم است که بهش توضیح میدهند.
اولاً «قال ال عمران · ۴۷قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِى وَلَدٌۭ وَلَمْ يَمْسَسْنِى بَشَرٌۭ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ ٱللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ[مريم] گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنكه بشرى به من دست نزده است؟» گفت: «چنين است [كار] پروردگار.» خدا هر چه بخواهد مىآفريند؛ چون به كارى فرمان دهد، فقط به آن مىگويد: «باش»؛ پس مىباشد. و لم اک بغیا» «قال کذلک الله یخلق مريم · ۳۵مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍۢ ۖ سُبْحَٰنَهُۥٓ ۚ إِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُخدا را نسزد كه فرزندى برگيرد. منزّه است او؛ چون كارى را اراده كند، همين قدر به آن مىگويد: «موجود شو»، پس بىدرنگ موجود مىشود. «و یعلّمه الکتاب و الحکمة و التوراة و الانجیل» «و رسولاً ال عمران · ۴۹وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَنِّى قَدْ جِئْتُكُم بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ أَنِّىٓ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيْـَٔةِ ٱلطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًۢا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۖ وَأُبْرِئُ ٱلْأَكْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ وَأُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۖ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَو [او را به عنوان] پيامبرى به سوى بنى اسرائيل [مىفرستد، كه او به آنان مىگويد:] «در حقيقت، من از جانب پروردگارتان برايتان معجزهاى آوردهام: من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مىسازم، آنگاه در آن مىدمم، پس به اذن خدا پرندهاى مى شود؛ و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مىبخشم؛ و مردگان را زنده مىگردانم؛ و شما را از آنچه مىخوريد و در خانه هايتان ذخيره مىكنيد، خبر مىدهم؛ مسلماً در اين [معجزات]، براى شما -اگر مؤمن باشيد- عبرت است.» «و مصدّقاً لما بین یدیّ.
ال عمران · ۵۰وَمُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ ٱلَّذِى حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُم بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِو [مىگويد: «آمدهام تا] تورات را كه پيش از من [نازل شده] است تصديق كننده باشم، و تا پارهاى از آنچه را كه بر شما حرام گرديده، براى شما حلال كنم، و از جانب پروردگارتان براى شما نشانهاى آوردهام. پس، از خدا پروا داريد و مرا اطاعت كنيد.» و أطیعون» «انّ الله ربّی و
ربّکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم» ال عمران · ۵۲۞ فَلَمَّآ أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ ٱلْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِىٓ إِلَى ٱللَّهِ ۖ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَٱشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَچون عيسى از آنان احساس كفر كرد، گفت: «ياران من در راه خدا چه كسانند؟» حواريون گفتند: «ما ياران [دين] خداييم، به خدا ايمان آوردهايم؛ و گواه باش كه ما تسليم [او] هستيم.» «ربّنا آمنّا بما أنزلت و اتّبعنا الرّسول فاکتبنا مع الشّاهدین» «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین» ال عمران · ۵۵إِذْ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَىٰٓ إِنِّى مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَىَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَجَاعِلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوكَ فَوْقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۖ ثُمَّ إِلَىَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ[ياد كن] هنگامى را كه خدا گفت: «اى عيسى، من تو را برگرفته و به سوى خويش بالا مىبرم، و تو را از [آلايش] كسانى كه كفر ورزيدهاند پاك مىگردانم، و تا روز رستاخيز، كسانى را كه از تو پيروى كردهاند، فوق كسانى كه كافر شدهاند قرار خواهم داد؛ آنگاه فرجام شما به سوى من است، پس در آنچه بر سر آن اختلاف مىكرديد ميان شما داورى خواهم كرد..
ال عمران · ۵۶فَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَاما كسانى كه كفر ورزيدند، در دنيا و آخرت به سختى عذابشان كنم و ياورانى نخواهند داشت. ناصرین» «و أمّا الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات فیوفّیهم أجورهم و الله لا یحبّ الظّالمین» ال عمران · ۵۸ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ ٱلْءَايَٰتِ وَٱلذِّكْرِ ٱلْحَكِيمِاينهاست كه ما آن را از آيات و قرآن حكمتآميز بر تو مىخوانيم.
ال عمران · ۵۹إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍۢ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُدر واقع، مَثل عيسى نزد خدا همچون مَثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفريد؛ سپس بدو گفت: «باش»؛ پس وجود يافت. ال عمران · ۶۰ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْمُمْتَرِينَ[آنچه درباره عيسى گفته شد] حق [و] از جانب پروردگار تو است. پس، از ترديدكنندگان مباش. ال عمران · ۶۱فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَٰذِبِينَپس هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده، با تو محاجه كند، بگو: «بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛ سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.» الکاذبین» «انّ هذا لهو القصص الحقّ و.
ما ال عمران · ۶۲إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلْقَصَصُ ٱلْحَقُّ ۚ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَهُوَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُآرى، داستان درست [مسيح] همين است؛ و معبودى جز خدا نيست، و خداست كه در واقع، همان شكستناپذير حكيم است. ال عمران · ۶۳فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِٱلْمُفْسِدِينَپس اگر رويگردان شدند، همانا خداوند به [حال] مفسدان داناست. ال عمران · ۶۴قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ كَلِمَةٍۢ سَوَآءٍۭ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا ٱللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًۭا مِّن دُونِ ٱللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَقُولُوا۟ ٱشْهَدُوا۟ بِأَنَّا مُسْلِمُونَبگو: «اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم، و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا به خدايى نگيرد.» پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند، بگوييد: «شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما].» «یا أهل الکتاب لم تحاجّون فی
ابراهیم و ما أنزلت التّوراة و الانجیل الا من بعده أفلا تعقلون» «ها أنتم ال عمران · ۶۶هَٰٓأَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ حَٰجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِۦ عِلْمٌۭ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِۦ عِلْمٌۭ ۚ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَهان، شما [اهل كتاب] همانان هستيد كه در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتيد محاجه كرديد؛ پس چرا در مورد چيزى كه بدان دانشى نداريد محاجه مىكنيد؟ با آنكه خدا مىداند و شما نمىدانيد..
«ما کان ابراهیم یهودیّاً و لا نصرانیّاً و لکن کان حنیفاً مسلماً و ما کان من المشرکین» «انّ أولی النّاس بابراهیم للّذین اتّبعوه و هذا النّبیّ و الّذین آمنوا و الله ولیّ المؤمنین» ال عمران · ۶۹وَدَّت طَّآئِفَةٌۭ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَگروهى از اهل كتاب آرزو مىكنند كاش شما را گمراه مىكردند، در صورتى كه جز خودشان [كسى] را گمراه نمىكنند و نمىفهمند. «یا أهل الکتاب لم تکفرون بآیات الله و أنتم تشهدون» «یا أهل الکتاب لم تلبسون الحقّ بالباطل و تکتمون الحقّ و أنتم تعلمون» «و قالت طائفة من أهل الکتاب آمنوا بالّذی أنزل علی الّذین
آمنوا وجه النّهار و اکفروا آخره لعلّهم یرجعون» «و لا ال عمران · ۷۳وَلَا تُؤْمِنُوٓا۟ إِلَّا لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ ٱلْهُدَىٰ هُدَى ٱللَّهِ أَن يُؤْتَىٰٓ أَحَدٌۭ مِّثْلَ مَآ أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ ٱلْفَضْلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭو [گفتند:] «جز به كسى كه دين شما را پيروى كند، ايمان نياوريد -بگو: « هدايت، هدايت خداست »- مبادا به كسى نظير آنچه به شما داده شده، داده شود، يا در پيشگاه پروردگارتان با شما محاجه كنند.» بگو: « [اين] تفضل به دست خداست؛ آن را به هر كس كه بخواهد مىدهد، و خداوند، گشايشگر داناست.. » ال عمران · ۷۴يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِرحمت خود را به هر كس كه بخواهد مخصوص مىگرداند، و خداوند داراى بخشش بزرگ است. «و من ال عمران · ۷۵۞ وَمِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍۢ يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍۢ لَّا يُؤَدِّهِۦٓ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًۭا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا۟ لَيْسَ عَلَيْنَا فِى ٱلْأُمِّيِّۦنَ سَبِيلٌۭ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَو از اهل كتاب، كسى است كه اگر او را بر مال فراوانى امين شمرى، آن را به تو برگرداند؛ و از آنان كسى است كه اگر او را بر دينارى امين شمرى، آن را به تو نمىپردازد، مگر آنكه دايماً بر [سر] وى به پا ايستى. اين بدان سبب است كه آنان [به پندار خود] گفتند: «در مورد كسانى كه كتاب آسمانى ندارند، بر زيان ما راهى نيست.» و بر خدا دروغ مىبندند با اينكه خودشان [هم] مىدانند. ال عمران · ۷۶بَلَىٰ مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ وَٱتَّقَىٰ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُتَّقِينَآرى، هر كه به پيمان خود وفا كند، و پرهيزگارى نمايد، بىترديد خداوند، پرهيزگاران را دوست دارد. «انّ الّذین یشترون بعهد الله و أیمانهم ثمناً قلیلاً أولئک لا خلاق لهم فی الآخرة
و لا یکلّمهم الله. و لا ینظر الیهم یوم القیامة و لا یزکّیهم و لهم عذاب ألیم» «و انّ ال عمران · ۷۸وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًۭا يَلْوُۥنَ أَلْسِنَتَهُم بِٱلْكِتَٰبِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَمَا هُوَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ ٱللَّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَو از ميان آنان گروهى هستند كه زبان خود را به [خواندن] كتاب [تحريف شدهاى ] مىپيچانند، تا آن [بربافته] را از [مطالب] كتاب [آسمانى] پنداريد، با اينكه آن از كتاب [آسمانى] نيست؛ و مىگويند: آن از جانب خداست، در صورتى كه از جانب خدا نيست، و بر خدا دروغ مىبندند، با اينكه خودشان [هم] مىدانند. ال عمران · ۷۹مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ ٱللَّهُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحُكْمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا۟ عِبَادًۭا لِّى مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلَٰكِن كُونُوا۟ رَبَّٰنِيِّۦنَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ ٱلْكِتَٰبَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَهيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد؛ سپس او به مردم بگويد: «به جاى خدا، بندگان من باشيد.» بلكه [بايد بگويد:] «به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعليم مىداديد و از آن رو كه درس مىخوانديد، علماى دين باشيد.» «و لا یأمرکم أن تتّخذوا الملائکة و النّبیّین أرباباً أیأمرکم بالکفر. بعد اذ أنتم مسلمون» «و اذ أخذ الله میثاق النّبیّین لما آتیتکم من کتاب و حکمة ثمّ جاءکم رسول مصدّق لما
معکم لتؤمننّ به و لتنصرنّه قال أأقررتم و أخذتم علی ذلکم إصری قالوا أقررنا قال فاشهدوا و أنا معکم من الشّاهدین» ال عمران · ۸۲فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَپس، كسانى كه بعد از اين [پيمان] روى برتابند آنان، خود، نافرمانانند. الفاسقون» ال عمران · ۸۳أَفَغَيْرَ دِينِ ٱللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُۥٓ أَسْلَمَ مَن فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ طَوْعًۭا وَكَرْهًۭا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَآيا جز دين خدا را مىجويند؟ با آنكه هر كه در آسمانها و زمين است خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است، و به سوى او بازگردانيده مىشويد. «قل آمنّا بالله و ما أنزل علینا و ما أنزل علی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الأسباط و ما أوتی موسی و عیسی و النّبیّون.
ال عمران · ۸۴قُلْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ عَلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَبگو: «به خدا و آنچه بر ما نازل شده، و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده، و آنچه به موسى و عيسى و انبياى [ديگر] از جانب پروردگارشان داده شده، گرويديم؛ و ميان هيچ يك از آنان فرق نمىگذاريم و ما او را فرمانبرداريم. «و من یبتغ غیر الاسلام دین مستقیم ملائکه میان بهش راهی را نشان میدهند یا در درونش یک چیزی به اصطلاح هست که این را هدایتش میکند به یک جای دور ولی
ممکن است در آن آخرین لحظه آدمهای آنجا باشند بیان بهش کمک بکنند که وضع حمل بکند ملائکه میان کمکش بکنند ولی داستان اینجوری نشان میدهد که هیچکس نمیاد به نظر میآید موقع وضع حمل تنهاست یعنی عیسی را برداشت تا خودش برد به یک جای دور افتادهای و تنهایی دارد وضع حمل میکند.
خب این برای خیلی دیگر عجیب و غریبه مقایسهاش بکنید با دورانی که مریم در پشت پرده است و غذا برایش میارن، ازش پذیرایی میکنند خیلی حالت چگونه بگویم مثل ناز پروردگی دارد و بعد یک دفعه این دوره تولد مسیح شروع میشود و این ماجراهای وحشتناک و این تنهایی موقع وضع حمل و حالا من چیزهایی که بعداً اضافه میکنم به وضعیت
خاص که مثلاً تولد خود عیسی که بیش از یک اندازه طبیعی که به یک زن فشار میاد، زنا معمولاً میگویند که وقتی که اولین وضع حملشون میکنند پیش خودشان عهد میکنند که.
دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر
گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حالا چیز جانم اشاره آیه بعدی که میگوید مريم · ۲۳فَأَجَآءَهَا ٱلْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ ٱلنَّخْلَةِ قَالَتْ يَٰلَيْتَنِى مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنتُ نَسْيًۭا مَّنسِيًّۭاتا درد زايمان، او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد. گفت: «اى كاش، پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموششده بودم.» اینکه مخاض اشاره به همان حالت چیز است حالتی حالتی که موقع وضع حمل به زنا دست میدهد از خوض میآید واژه خوض در قرآن مثلاً
مخوض و مع الخائضین. مثل اینکه وقتی آدم در حدی توجهش به یک چیزی جلب بشود که از همه چیز مثلاً از آن حالت عادی خارج بشود از خودش بیخود بشود مثل اینکه یک چیزی غرق شدن در اثر مثلاً فرض کن ممکن است در لهو و لعب آدم دچار خوض بشود و کننا نخوض مع الخائضین که کسانی که در جهنم هستند این حرف را در قرآن میزنند که ما هم با بقیه مردم در با همراه با خائضین خوض میکردیم مثل اینکه تفریحاتی که آدم خوش سرگرم میکند و یک جوری به اصطلاح از حالت طبیعی هوشیاری خارج میشود از آن حالت طبیعی که. ما مثلاً فرض کن خودمان را در واقع نسبت به خودمان
آگاه هستیم و بنابراین اینجا اشاره به در واقع یک حالت خاصیه که موقع وضع حمل پیش آمده از شدت درد و از شدت به اصطلاح آن حالت که به زن دست میدهد و کاملاً هم اینجوری نیست که برای مریم یک حالت ویژه باشه یعنی همه زنا به نظر میآید فاجاءها المخاض المخاض چیزی که انگار همه میدانند که همه زنا لااقل میدانند که این مسئله چیست وقتی این اتفاق درد زایمان شروع شده به آن حالت شدید یک جای.
ما رسید، انگار که دیگر از خودش بیخود شده، به سمت یک درخت خرما یک خشکیده ای رفت. خرما بن میگن، مثل این چیزی که قبلاً انگار درخت بوده، الان خشکیده است.
من به طور طبیعی هیچ جا اشاره به این موضوع نکردم، چون شما سوال کردید که آن حرف یعنی چیه، من میخواهم یک یک خورده دیگر در واقع چیز کنم که به یک نقطه سمبلیک اینجا اشاره بکنم که رفتن مریم به سمت این درخت خرمای خشکیده که در آن کتاب مریم مادر کلمه این درخت خرمای خشکیده را به عنوان یک سمبلی از آن قوم که دیگر بارور نیست و حالا با تولد مسیح دارد بارور میشود.
در آن آقای تمنایی تعبیرش این است به طور سمبلیک که چون ماجرا مربوط به این است که قوم بنی اسرائیل به خشکی رسیده، به خشکیدگی رسیده و سالهاست دیگر پیامبری نیست، زکریا هم دارد میمیره و همه چیز انگار دارد تمام میشه، این اتفاقی که در این آیه ها شما به درستی میبینید و ظهور یحیی و مسیح که یک جوری در واقع بارور شدن مجدد درخته، من به نظرم این تعبیر تعبیر درستی نیست حالا.
خیلی هم با این آیه ها در واقع جور در نمیاد. برای خاطر اینکه به این نشانی که واقعاً آن درخت اگر مسئله بارور شدن مجدد آن درخت باشه، آن درخت با ظهور یحیی و مسیح برایشان خوش میشود و از بین میرود.
اینها پایان آن ماجرای آل یعقوب اصلاً. اینجوری نیست که اینجا اتفاق خاصی افتاده و دوباره مثلاً تجدید حیات آل یعقوبه. اصلاً ماجرا تجدید حیات آل یعقوب نیست. مسئله تو سوره مریم پایان آل یعقوب. بنابراین تمثیل به عنوان یک درختی که خشکیده و حالا دوباره بارور میشود اصلاً جور در نمیاد با محتوای این.
یک نکته دیگر هم اینکه یحیی کلاً به معنی زنده کننده است. این میرود زنده میکند و میگویم آن قوم منتظر این بودن که یک نفر بیاید این را زنده کند حالا یک موضوعی دارد. اصلاً اینکه آن قوم چه فکر میکردند یعنی اسمش و معناش اصلاً اینجوری نیست که اینجا در قرآن ماجرا تجدید حیات قوم بنی اسرائیل یا آل یعقوب باشه.
دقیقاً ماجرا اتمام آل یعقوب. فقط مثل اینکه در اتمام، مثل یک شعله ای که دارد خاموش میشه، یک زمانی ای بکشه، دو تا پیامبر استثنایی به ظهور میرسند و تمام میشود.
بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه.
بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری.
وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده.
همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به انتها رسیده و دقیقاً مریمی که شبیه همان درخت خشکیده است. حداقل جسم مریمی که هست. این جذب شدن مریم به سمت آن درخت، آن به سمت درخت نمیره، یعنی اصلاً درخت ربطی به آن ندارد. مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد.
و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد.
نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه.
زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ولی کلاً اینجوری است دیگر در رابطه این دو تا این است که مرد شور زندگی و حیات و از مرد شور زندگی و حیات و از زن میگیرد اینکه یک زن آن هم یک زنی مثل مریم واقعاً که موجودی که سرشار از حیاته به جایی رسیده که آرزوی مرگ میکند اینها همه در واقع توصیف شرایط خود در واقع مریم که این بارداری به کجا مریم را کشونده از نظر فشاری که تحمل میکند و این حالت.
به اصطلاح خشکی که در وجودش هست و به ما پرسید که این یک جوری مثلاً این حرفی که میزند یک حالت چیز ندارد که مثل اینکه اعتراضی باشه که ای کاش مثلاً این ماموریت را به من محول نمیشد و این حرفها ببین من اولاً به طور بدیهی قرآنی که میخونی که اینجوری نیست حرف مریم حرف بدی نزده و اینکه بلافاصله بعدش ازش دلجویی میشود.
میدونی منظورم چیه؟ یعنی اگر مثلاً فرض کن نوح به خداوند خیلی تلویحی میگوید که یک این پسر منه از اهل منه و تو مثلاً گفته بودی که اهل مرا نجات بده. میدونی ولی اعتراضی نمیکند فقط مثل اینکه دارد یک چیزی را یادآوری میکند خیلی با شدت خداوند میگوید که از جاهلین نباش.
از اهل تو نیست. مریم دختره دیگر. بله؟ مریم دختره دیگر. ایشان تصورشش این است که اینجا هم شبیه شبیه همونه. شبیه همان ماجرای مثلاً یک حرفی زده که نباید میزده ولی مثلاً بهش آوانس دادن و در واقع نه واقعاً میگویم در قرآن وقتی شما این را میخونی هیچ بار منفی انگار این جمله ندارد.
یعنی اصلاً اینجوری نیست که نقطه ضعفی در مریم باشه بلافاصله بعدش هم مثل اینکه حق دارد که این حرفو زده یک جوری ازش یک دلجویی میشود و دقیقاً آن درخت خشکی که هست بارور میشود همه چیز انگار به یک یک شور حیاتی میدهد در واقع به وجودش.
من میخواهم بگویم قرآنی که میخونی اگر این افکار این شکلی تو ذهن آدم نباشد که آدم اصلاً به خود محتوای این جمله فکر نکند. تو جای این جمله بلاک بذاری، نقطه بذاری به نظر میآید مریم اصلاً نه حرفی حرف بدی نزده. از سر خوبی هم شاید زده که یک دفعه اینجور نعمت به سرش میباره. دقت میکنی؟
نمیخواهم بگویم سیاق آیات قرآنی که میخونی اینجا هیچ تعبیری برای مریم نیست که مثلاً بی ادبی کرده که حالا باید مثلاً ادب بشود و اصلاً اینجوری نیست. خب؟ ببین من نکته اصلی در واقع این است که اولاً حرف از این است که در حالت مخازه. مثل اینکه از خودش بیخود شده.
اینجوری نیست که کنترل طبیعی در یک شرایط عادی روی خودش داشته باشه که این خدا زایش کار بکند که این حرفها را باید بزند یا نزنه. مثل یک آدمی که در خواب دارد مثلاً حرف میزند یا یک آدمی که تب کرده و دارد هذیان میگوید. تو برای یک آدمی اگر در خواب یک حرفی بزند که اینجوری نیست که یقه شو بگیری بیدارش کنی نگهش داری.
من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها.
یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد.
شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخونه در خواب. محتوای شعر این بود که مثلاً چقدر خوب بود داشتم یک چیزی یاد میگرفتم. بعد پدرش میشنوه و خیلی متأثر میشود از اینکه این طفلک چقدر مثلاً بهش لذت میبرد از مکتب و چیز.
بعد فردا صبحش مثلاً بهش اجازه میدهد که برگرده به مکتب. این داستان جالب حالا به جعفری خیلی شبیه این است. ببین اینجا مثل یک حالت خوابه. تو ببین پدر محمدتقی جعفری اینجور تعبیر نکرد که تو داری نافرمانی میکنی. اینکه قبول کرده بیاید برود نانوا بشود حرفی ندارد ولی یک چیزی تو دلش هست دیگر که در خواب دارد میگوید.
اینجا دقیقاً اینجوری است که مثل اینکه در این لحظه بحرانی که دیگر مریم از خودش بیخود شده یک چیزی در دل مریم هست. مثل اینکه تو سرتو ببری نزدیک ببینی یک زمزمه همه ای دارد. چه دارد میگه؟ آرزو دارد میکند که ای کاش مرده بودم و چیز نمیشدم. اینجوری به اصطلاح آشکار نمیشدم.
از این پرده بیرون نمیافتادم. اصلاً نه از درد خودش دارد شکایت میکند نه هیچی. مثل اینکه آن خلوتی که به هم خورده و اینکه چیز شده دیگر. از آن حالتی که به اصطلاح داشت خارج شده. و من میخواهم بگویم که این حرکتی که دارد میزند حرف حق دارد میزند. یعنی ناحق نمیگوید.
چه میدانم منظورم را میفهمید. اصلاً تو آن حالت از خود بی خود شدن چیزی در واقع از مریم ظهور نمیکند که تو بخوای بگی که ناحقه. مثل اینکه تو صدای طبیعت زنانه اش را داری میشنوی که این حرف را دارد میزند. حقی از مریم زاییده شده. میفهمید منظورم چیه؟ برای مردم. ولی خواست خدا بود.
ولی خواست خدا بود. ولی حق مریم بوده که در حالت نصب کردن من یا بمونه مثل هر زنی دیگر. ولی از بین همه زن ها به دلیل اینکه شیطانی وجود داره، مردم گمراهند، به دلیل اینکه لازم است که آیه هایی ظهور بکنه، این ها اصولاً این جور کارها به عهده مردهاست دیگر.
یک زن در بین همه زن های دنیا باید انتخاب بشود. ببین مثل این است که تو بیای یک تو بیای در بین همه زن های دنیا، فکر کن همه زن های دنیا مثل مریم موجودات مقدسی اند.
به یک دلیلی مثلاً فرض کن مسیح شناسی لازم است که یک نفر جلوی جمع مثلاً حجابش را برداره ازش یک عکسی بگیرن، حجاب بگیرند که ببینن مثلاً موهای زن چه جوریه و این ها. یک زنی را حالا انتخاب میکنند، حکم میآید و قرار است این کار را بکنه، آن هم این کار را میکند. ولی اینکه ته دلش قرار نیست که این اتفاق بیفتد. میفهمید منظورم چیه؟
از نظر در از نظر طبیعی اگر شیطانی وجود نداشت، اگر مردم گمراه نبودند، قرار نبود یک چنین بلایی سر یک این خلاف طبیعت خلق شده توسط خود خداونده. این مثل این در واقع مثل یک جاییه که امر با آن طبیعت در تناقض قرار گرفته به دلیل اینکه شیطانی وجود داره، به دلیل اینکه نافرمانی هایی وجود داره، نه برای مریم، نه دیگران.
بلایی سر مریم آمده که در مستحقش نبوده. بنابراین حرف ناحقی نمیزنه. آرزوش این چیزی است که به طبیعتش در واقع استلزام میکند. برای همین است که ازش دلگیر میشود. برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خطا رفتيم بر ما مگير، پروردگارا، هيچ بار گرانى بر [دوش] ما مگذار؛ همچنانكه بر [دوش] كسانى كه پيش از ما بودند نهادى. پروردگارا، و آنچه تاب آن نداريم بر ما تحميل مكن؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشاى و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تويى؛ پس ما را بر گروه كافران پيروز كن..
یک باری را بر ما نذار که ما طاقتش را نداریم. ممکن است تو یک شرایطی دنیا یک جوری پیش برود که آدم ها این آدم خلق نشده در اینکه ۲۰۰ کیلو بار را برداره. ولی تو یک شرایطی ممکن است یک چنین امری بشود و این مجبور بشود و کمرش بشکنه، له بشود. خب نارضایتی در آن به وجود میآید.
برای اینکه واقعیت فیزیولوژیکش داد میزند که تو برای این کار ساخته نشدی دیگر. میفهمید منظورم چیه؟ اینکه اینجا بین آن عالم امر و بین آن عالم تشریع با تکوین ممکن است یک چیزی به دلیل اینکه معصیت هایی در دنیا وجود داره، یک اتفاق هایی بیفته، تو باری را در واقع بکشی که برایش ساخته نشدی.
مریم ساخته نشده برای اینکه از خوشی حجاب که حالا تو ناز پرورده بود و از آن بیرون بیفتد. هیچ زنی قرار نیست بعد از اینکه رفت برگرده و با سر و کارش با مردم بیفتد. میبینی سر و کارش با مردم افتاده دیگر. بعداً مردم میان حرف بهش میزنند.
حالا بعداً مردم میفهمند این مادر مسیح برایش میخواهند غذا بیارن، ازش همه این ها برای مریم رنج آور. و اینکه هیچ کدام این ها در واقع در طبیعت زنانه مریم نیست که این ها را تحمل بکند و همه این رنج را دارد میکشه برای خاطر مردم. برای اینکه مردم اوضاعشون خرابه. برای اینکه چیز در واقع این اتفاق این جوری دارد میافتد.
مریم میتونست شوهر کند. کی میفهمید که این مسیح حالا پسر همه این اتفاق ها میتونست بیفتد بعد از اینکه مریم شوهری داشته باشه. رفته خانه مثلاً ازدواج کرده. بعداً یک بچه به دنیا میاره. حالا مردم مثلاً بگویند این پسر فلانیه. خیلی راحت. مشکلی پیش نمیاد. میفهمید منظورم چیه؟ چرا این جوریه؟
برای اینکه خداوند میخواهد که این یک آیه للناس باشه. یک معجزه عظیمی اینجا اتفاق بیفتد و بعد تبدیل به یک شکل خاصی متولد بشود. برای مریم مریم دارد رنجی را تحمل میکند که مستحقش نیست. برای اتفاق هایی که بیرون از مریم افتاده، یک چیزی در واقع باری به دوش مریم هست و آن حرفی که میشنوی دقیقاً حرف حقه.
یعنی حرف ناحقی نمیزنه. و برای همین است که بعدش عکس العمل در واقع چطور بگم، یک جویانه است. مثل اینکه برای همه قبول دارند که اینجا دارم میگویم که به قول تو و چیزی که میگویم هیچ شکایتی ندارد به غیر از اینکه از حالت نصبکردن من مریم مریم میداند که یک روزی میگویند که وصل کن کتاب مریم و بگذار من یک چیزی بگویم این چیزی که مریم ازش میترسه حتی در دوران حیاتش که نقطه این مشهور شدن و اینکه مریم تبدیل به یک چهره معنوی مثلاً بینالمللی شده حالا مثلاً بعد از ۲۷۰۰ سال تو میپرسی که چرا این حرفو زد من در موردش جواب میدهم اینها همه یک جوری
این آیه این رجعه. سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟
همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً کلاً این خلوت به هم خورده و این در شأن زن نیست خلاف طبیعتی نیست که نمیدانم خلاف آن چی؟
مثل خلاف سنت الهی دارد بنابراین مریم حتی یک جوری حرف اعتراض به یک معنایی دارد ولی اینجا حرف از اعتراض حرف از این است که مریم راضیه به اینکه قبلاً مرده بود ولی از یعنی چی؟
خب یعنی حقش نبود که بندازن بچه خوب مردم که اصلاً مردم که چیزی نیست مردم به اصطلاح عامیانه میگویند دم چک فلانی آدم هست مردم تا اینجوری خلق شدن برای این بارهای گمراهی چیز ببرن من قرار این اتفاق میافتد همه پیامبرا همین حرف در موردشون هست من چند بار به دلیل علاقه خاصی که به این بیت حافظ دارم تو همین جلسات این بیتو خواندم که دیگر من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان مال و مقال عالمی میبرم از برای تو میکشم از برای تو که یک جوری در شأن پیامبره. ولی شاید هیچکس در دنیا به اندازه مریم چیز نیست به اصطلاح این صدق نمیکند در موردش اینکه در آن خلوت
واقعاً از نفس فرشتهها مریم یک چیزی داشته رابطه استثنایی با خدا داشت و قرار هم نبود که حالا پیامبرا مردها وقتی میروند آن بالا میرسند خودشونم میدانند بنا به طبیعت خودشان که ممکن است یک حکمی بیاید اصلاً قضیه حکمی میآید برای همه محسنین در قرآن اینجوری است دیگر که صاحب علم میشوند صاحب حکم میشوند خدا اینها را برمیگردونه حالا در هر حدی بالا رفته باشند ممکن است خیلی هم من نمیخواهم بگویم حکم را فقط به پیامبران میدهند.
خب اصلاً مرد یک وظیفهای تو این دنیا به عهدهاش میذارن باید یک باری را بکشه یک کاری را انجام بده برای اینکه همان نوایس مثلاً برود جهاد.
ضد شیطان دارد میجنگه دیگر ها؟
باید برود یک کارهایی انجام بده در طول حیات خودش. زنه که قرار نیست اینجوری باشه و این تنها موردیه که پیش آمده. خلاف طبیعت من میخواهم بگویم این صدای یک حقیقتیه که در آن حالت مخال در واقع میشنویم و این نقطه اصلیش هم این بیرون افتادن از پردهست و جوابشم میشنویم.
جوابش نمیخواهم بگویم عذرخواهانه ولی دلجویانه است. که بعد اینکه این حرفها را مسیح دارد میزند مسیح بعد به تولد دارد به مریم بشارت میدهد. و فنادها مريم · ۲۴فَنَادَىٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِى قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّۭاپس، از زيرِ [پاى] او [فرشته] وى را ندا داد كه: غم مدار، پروردگارت زير [پاى] تو چشمه آبى پديد آورده است. سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟
یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست.
همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف میزنه، معجزه میکند.
بله. بله میبینند که در همان لحظه اول مردم قانع میشوند که اینجا اتفاق بدی نیفتاده. بنابراین اصلاً این مریم این نگرانی که آینده را داشته باشه، مریم که تلاوت، تلاوت، یعنی چه میگن؟ حزنه دیگه، میبینی که محزونه. برای آرزو، به خاطر همین، برای خاطر کل اینکه تبدیل به گد، این نخله شده و اینکه آرزوی مرگ دارد.
یعنی اصلاً اینقدر در درونش، این من باز تأکید میکنم، این غلظت، غلظت در حالت هوشیارانه نیست. مریم در حالت هوشیارانه نمیگوید که ای کاش من مرده بودم، در حالت مخاصه که این حرف از درونش دارد بیرون میزنه، مثل همان حرفی که صدها دفعه این جعفر، این خواب. این داستان خیلی، و جالب است و خیلی متناسب با یک حالت مخاص اینجا هست.
میگوید نافرمانیای نیست، اگر تو خواب مثلاً بگی که ای کاش اینطوری نمیشد. تو دل به هر حال، مثلاً یک چیزی در درون محمدتقی جعفری داد میزند که تو نانوا نیستی، در این کار خلق نشدی. درست حرف پدرش را گوش کرده، اگر پدرش اصرار میکرد میرفت نانوا میشد. ولی این نافرمانی حساب پدر حساب نمیشود اگر خرج خودش را بخواهد.
حالا حداقل در خواب. اگر در بیداری را پدرش نمیگه، میگوید حسش وجود دارد دیگر. در مریم در درون مریم این حس وجود دارد که این چیز نیست، به اصطلاح مطابق با آن قوانین عالم نیست. خلاصه این مجبور شد که از، اینکه گناهی نکردی که مردم، در اینجا قرار.
برای خاطر اوناست که یک چنین اتفاقی میافتد. خب، خب این صدای عیسیست در بدو تولد، اولین عبارتی که میگوید «لا تحزنی». این چیزی است که کلاً مریم، به آدم، بقیه مردم هم یک چیزی میگوید دیگر. هر کسی که دردی داره، مشکلی، اصلاً عیسی کلاً یک موجودیه که به این دنیا آمده و همه گرفتاریها را برطرف میکند.
بیشتر از اینکه رسول به معنای آدمی باشه که شریعتی آورده باشه، موجودیه که معجزه میکنه، همه چیز را در واقع درد مردم را شفا میدهد. و از بدو تولد اولین عبارتش هم این است که به مادرش میگوید «لا تحزنی» و «قد جعل ربک تحتک»، سریعاً اینها همه نمادهای برگشتن حیاته دیگر.
بگذار من به یک آیه دیگر هم اشاره بکنم که یک جایی در قرآن فقط یک تکآیه در مورد مسیح و مریم هست، به همین لحظه تولد اشاره میکند. واقعاً یهجوری آیه بینظیریه از نظر لحن، یک چیزی تو آیه هست که کل، شاید قرآن، باید پیداش کنم بخوانم و اگر پیداش نکنم، حاضر نیستم ترجمهاش کنم.
میگوید «و جعلنا مریم و امها» چه ویژگی در این عبارت هست؟ و جعل، حالا بگذار بقیهاش را بخوانم. میگوید «و جعلنا المؤمنون · ۵۰وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ وَءَاوَيْنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبْوَةٍۢ ذَاتِ قَرَارٍۢ وَمَعِينٍۢو پسر مريم و مادرش را نشانهاى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى] آب زلال بود جاى داديم. و معین». میگوید فرزند مریم و مادرش را آیهای قرار دادیم و در تپهای که آرام بود و آب داشت، در آغوشش گرفتیم.
واقعاً این واژه به معنای در آغوش گرفتن. این اشاره به همین محل تولد عیسیست که آب جریان پیدا کرده و اینها و اصلاً این تعبیر «آویناهما» این همان تعبیریه که یک جایی یوسف وقتی با برادرش تنها میشود میگوید «آوی الیه اخاه»، در آغوش گرفتن. یک تعبیر عجیبیه. مشابهاش برای پیغمبر ما هم تو سوره «والضحی» هست.
که میگوید «تو را یتیم و وجدک ضالاً فهدی و وجدک عائلاً فأغنی و وجدک یتیماً فآوی». یتیم دید و در آغوش گرفت. در بر گرفت. و این ویژگی این آیه از حالا به غیر از نکته خاص، در واقع زیبایی که خود آیه داره، میگوید «و جعلنا ابن مریم و امه».
خب همهاش، اولاً متوجه این هستید که هیچوقت درباره اسم عیسی بن مریم نمیآید. همیشه عیسی بن مریم. تأکید روی مریم خیلی خیلی زیاده. مریم تنهایی میآید ولی عیسی از مسیح هم که میآد، عیسی بن مریم. و اینجا اصلاً میگوید ابن مریم و آنوقت پسر مریم و مادرش.
ابن مریم. این مؤمنون. این یک جاییه در قرآن که همین یک آیه هست در بین بقیه آیههایی که به فلان و اینها دارد اشاره میکند که به همین لحظه دارد اشاره میکند. به لحظه تولد مسیح و همین در آغوش کشیده شدن مریم و عیسی.
و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد.
یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد.
مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود.
و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیًّا» من برای خداوند نذر کردم و با کسی صحبت نمیکنم.
بفرمایید. خیلی شاد. خب بگو من نه. آها بله. اینها که دیگر جزو دراماتیکه. یعنی الان نمیشود در موردش بحث کرد. خود عمیقتر هم هست. نه اینکه از نظر دراماتیک نکتهای ندارم. به مریم که معلوم است چرا گفتن که سکوت کن که مردم از مسیح بپرسن آن حرف بزند.
اصلاً کلاً میبینی این را از ذهن مریم پاک کردن که الان یک عده بیان که چه باید بگی. قرار نیست چیزی بگی. شباهت داستانیه. میدانم بله ولی من میخواهم بگویم که کلاً تو آن داستان اینجا زکریا نشانهای از خداوند خواست و خداوند نشانهای بهش داد. از نظر دراماتیک خیلی دیگر از نظر معنوی باید بحث بکنیم که چرا نشانه ؟ نکردن ولی نه.
چیزی نیست، ابهامی نیست. مثلاً ممکن بود بهش یک چیز دیگهای بدن بگویند این را مثلاً هر روز یک کاری باهاش بکن. یک نشانهای بهش بدن. اینجا هم که از نظر دراماتیک بدیهیه دیگر.
بهش میگویند که تو نگران این نباش که مردم میآیند چه کار میکنند. این چیزی که من حرف نمیزنم. بقیه اش خودش درست میشود. اما اینجا ببین بهش نمیگن حالا لااقل نقل نمیشود که میگویند که حرف نزن، جاش عیسی حرف میزند.
ولی وقتی که قوم میآیند مریم هم این کار را میکند. حرف نمیزنه و «فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ» مثلاً به عیسی اشاره میکند. در اینکه قبلاً مریم میداند که این در گهواره قرار است صحبت بکند. حالا از قبل میداند اینکه این عبارتهایی که اینجا نقل شده با جزئیاتی داشته که دیگر نقل نشده.
مریم میداند که منظور این است که تو حرف نزن، بگذار عیسی جواب این مردم را بده. ولی به هر حال اینجا چیزی نیست.
رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست.
به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده.
مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن.
بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع اصلی. بله. این که در اقوام گذشته، نذر سکوت وجود داشته. یعنی ما نداریم در شریعت خودمان ولی در شریعتهای دیگر همین الان هم آدمهایی هستند که سکوت میکنند. روزه سکوت میگیرند. و بله مثل جزء جزئی از روزه گرفتنه.
من فقط تأکید میکنم که خیلی چیزهایی که الان میگوییم و رد میشویم بعداً قرار است که یک خورده عمیق، حتی در مورد همین آیه «من قبل هذا» خیلی چیزها هست که یک خورده بیشتر به اصطلاح جنبه داستانی ندارد که الان در موردش، همین الانشم یک خورده از حالت داستانی مثلاً به جنبه سمبلیک و اینها من رفتم برای اینکه شما سؤال کردید.
به نظر من که اصلاً آنجا رضا را بار کردن، هیچگونه اشکالی نیامده بود ولی چون حالا یک نفر پرسید، من یک خورده بیشتر سعی کردم دلیل بیارم ولی کلاً اینجوری است که قرار است دوباره برگردیم به این داستان و با جزئیات و مثلاً این چیزهای سمبلیک اضافه بکنیم که تا حالا در موردش صحبت نکردیم.
در مورد همه جای داستان. و روزه سکوت هم چیز عجیبی نیست. یعنی از نظر داستانی سؤال خوبی است که مثلاً دارد حرف عجیبی میزند مریم؟ نه. به عنوان یک چیز طبیعی میگوید که بگو که روزه سکوت گرفتم. این دقیقاً نشان میدهد که لااقل در این اقوام روزه سکوت معناداره، به اصطلاح چیز دارد.
ما اتفاقاً تو شریعت اسلام نهی شده. مکروهه که مثلاً نذر بکنی که حرف نزنی. ولی در شرایط قبل بوده. همراه با روزه گرفتن گاهی سکوت هم میکردند. در فکر میکنم این ادیان شرقی هم از این کارها زیاد سکوت کردن، مسیحیها هم دارند. عهد میکنند که مثلاً حرف نزنن و اینها.
به هر حال به از نظر داستانی نکته عجیب به نظر میآد، یعنی از داستان اینجور برمیآد که به عنوان اینکه مثل اینکه گفته باشه روزه گرفتن مثلاً بیان به یک نفر تعارف کنن، میگویند اگر کسی آمد بهت تعارف کرد بگو روزه دارم.
از نظر داستانی یک چیزی به نظر میآید که زمان وقوع این واقعه یک جوری بعد از روزه به مریم نمیگن که دروغ بگو که در واقع فرمان یک جوریه مثل اینکه دارند به مریم میگویند این کار را بکن، روزه سکوت بگیر. یعنی نیتو بکن بعداً هم که من میتوانم بگویم منظورم چیست.
مثلاً اگر وسط روز این اتفاق افتاده بود، گاهی ما اتفاق افتاده بود و این حرف را زده میشد، خب حالا مثلاً از این که چیز نیست که، به اصطلاح شرایط این را ندارد که روزه سکوت بگیرد. حالا اگر روزه سکوت یک شرایط آدابی داشته.
بنابراین این واقعاً این دستور معنایش این میشود که روزه سکوت بگیر تا به مردم این را بگی. نه اینکه یعنی من اصلاً مثل اینکه نیت کن که تا یک مدتی با کسی حرف نزنی و بعد به مردم هم که اومدن همین را بگی. بگو که من مثلاً نذر کردم که با کسی صحبت نکنم.
اصلاً اگر همراه با روزه گرفتن به معنای واقعی کلمه است، مثلاً که مثلاً آدابش این است که مثل روزه اسلامی از صبح سر صبح میگیرن، این مثلاً در یک زمانی دارد این اتفاق میافتد که میتواند این نیت را بکند.
به هر حال من تصورم این است که اینجا کاملاً مسئله فرمان به این است که روزه سکوت بگیر و این را بگو. در حالی که دارد میگوید که اگر کسی آمد این را بهش بگو، به هر حال این نمیتواند امر به دروغ گفتن باشه. خب باز چیز نشد، تمام نشد.
من یک چیزی در جلسه قبل میخواستم بگویم. در جلسه قبل فکر میکردم که کلاً داستان زکریا و مریم و جزئیات داستانشون را میگوییم تمام میشود و میخواستم که همه را به اصطلاح دعوت بکنم به این که دو تا داستان را کنار هم بگذارید.
مثلاً این بازیهای دوره بچگی هست که دو تا تصویر، اختلافهاش چیه، شباهتهاش چیست. کلاً یک خورده اینجوری دو تا داستان را نگاه کنید. ممکن است یک چیزهایی شما ببینید که من بهش دقت نکرده باشم.
آن هم به عنوان کمک گرفتن از شما دارم میگویم که به یک جزئیاتی ممکن است باشه که مثلاً همین الان این شباهت وجود دارد که هر دو تا یک جوری تکتک به سکوت دعوت میشوند یا تکلمشون حالا قطع میشود در مورد زکریا.
حالا منتها باز اینجا اختلافشون این است که زکریا در بدو این بشارت بهش داده میشه، مریم بعد از تولد مسیح. کلاً اینکه این دو تا داستان کنار همدیگر یک جوری با همدیگر ارتباطهایی دارن، من به خیلی چیزهاش ممکن است اشاره بکنم و ممکن است شما یک چیزهای جالبی دیگر هم دربیارید.
اینقدر زیاده که فکر میکنم احتیاج به این هست که یک جمعیتی بشینن تصاویر را نگاه کنند و در موردش بحث کنند.
متن کامل این جلسه خوانده شده است؛ ارجاعهایی که شاهدِ روشن یا مدخلِ متناظر نداشتند فعلاً نیامدهاند. ارجاعات فقط برای جلسهها و موضوعهایی آمده که بازبینی شدهاند.
رؤیا منظر خصوصی دارد، جهان ناظران متعدد و متن قواعد واژه و گزینش. روش تعبیر در این سه قلمرو یکسان نیست؛ مسئله معنای مشترک هنوز پرسش است.
ظرافت یا درستی یک معنا، استناد آن به هر واژه را معتبر نمیکند. نمونه عصا و عصیان در مقام نقد آمده و معنی واژه باید در کل متن سنجیده شود.
مثالهای یحیی و عیسی، امکانِ دینی رسالت کودک را پشتیبانی میکنند؛ امکان با اثبات امامتِ هر شخص یکی نیست. پرسش از چگونگی نیز از ایراد به اصل امکان جداست.
انتخاب جزئیاتِ دو سوره متفاوت است: نام یحیی در یکی و نقش تصدیقکننده او در دیگری برجسته میشود. سخنران پشتیبانی یحیی را در پذیرش عیسی مؤثر میداند.
گفته تحقیرآمیز درباره زن از زبان دیگری نقل و رد میشود. سخنران وصول معنوی زن را میپذیرد و آن را از مأموریت عمومی جدا میکند؛ این تقسیم نقش، دیدگاه خود اوست.
ترتیب نقل، زمان دقیق بشارتها را روشن نمیکند. خلوت شرقی نخست با عبادت و طلوع خوانده میشود؛ تعبیر اشراق جداست و هویت روح همچنان قطعی نیست.
تمثلِ صورت مرد در این تفسیر، به معنی پدر انسانی یا تماس جسمانی نیست. فصوص و مثنوی به نقل مضمون یاد میشوند؛ توضیحِ باروری معنوی، ادعای پزشکیِ اثباتشده نیست.
دانستنِ بشارت، دانستنِ چگونگیِ تولد نیست. تنهاییِ زایمان با آرامش خلوت پیشین مقایسه میشود؛ خطر و آگاهی زکریا در حد احتمال باقیاند.
تعبیر احیای قوم از کتاب دیگری نقل و نقد میشود. در خوانشِ سخنران، نخل تصویرِ فرسودگی و احیای خود مریم است؛ صاحب دو تعبیر از هم جدا میماند.
دلجوییِ پس از سخن مریم، در این خوانش با نافرمانیِ آگاهانه سازگار نیست. مثال خوابِ جعفری نشان میدهد اطاعت، لزوماً احساس متفاوتِ درونی را از بین نمیبرد.
مأموریت و رنجِ درونی در این خوانش میتوانند همزمان باشند. شکستن خلوت برای مردم، در دستگاه تفسیریِ سخنران محور رنج مریم است؛ گناه به خود مریم نسبت داده نمیشود.
پرسش مائده درباره نسبت الوهیت به عیسی و مادرش، به پیامد شهرت پیوند میخورد. پاسخ کامل عیسی اینجا نقل نشده است؛ نقد گفتههای مردم و این پیوند، از سخنران است.
دلجویی، آب و نخل، در خوانش سخنران نشانه احیای مریماند. گوینده ندا را او عیسی میداند و ترجمه افزوده فرشته؛ آویناهما نیز با تعبیرِ دربرگرفتن توضیح داده میشود.
سکوتِ زکریا و مریم زمان و کارکرد یکسانی ندارند. نذرِ مریم در این خوانش فرمان دروغ نیست؛ علت معنویِ نشانه زکریا و جزئیات دیگر برای ادامه باقیاند.
دیدن مریم و الهام زکریا تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر. اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده. میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک …
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
بشارت رسول و فرزند پاک به هر حال رسول در جواب آن حرف مریم میگوید که من رسول پروردگار هستم که بهت یک فرزند پاکی بدهم. اینجوری نیست که دیگر اینجا مریم ندونه که اینجا منظور مسیحه برای اینکه در آل عمران تأکید میشود که بهش بشارت میدهند که این مسیح مسیحه و یک نکتهای وجود دارد این هم این است که حتی اگر از نظر زمانی فرض کنیم که بشارت تولد مسیح قبل از این ماجرا هم اتفاق افتاده باشه که در آل عمران هست که ملائکه اومدن و گفتن که ما به فرزندی تو را مثلاً بشارت میدهیم که مسیحِ این سهم مریم قبل از این هم اگر اتفاق افتاده باشه مریم هنوز متوجه به نظر میآید مریم متوجه آن نکته وحشتناک ماجرا نیست که قرار است اینکه شوهر داشته باشیم یا نه. بنابراین اینجا وقتی سوره مریم این اتفاق میافتد و آن رسول میگوید ک…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
مقایسه داستان زکریا و مریم من یک چیزی در جلسه قبل میخواستم بگویم. در جلسه قبل فکر میکردم که کلاً داستان زکریا و مریم و جزئیات داستانشون را میگوییم تمام میشود و میخواستم که همه را به اصطلاح دعوت بکنم به این که دو تا داستان را کنار هم بگذارید. مثلاً این بازیهای دوره بچگی هست که دو تا تصویر، اختلافهاش چیه، شباهتهاش چیست. کلاً یک خورده اینجوری دو تا داستان را نگاه کنید. ممکن است یک چیزهایی شما ببینید که من بهش دقت نکرده باشم. آن هم به عنوان کمک گرفتن از شما دارم میگویم که به یک جزئیاتی ممکن است باشه که مثلاً همین الان این شباهت وجود دارد که هر دو تا یک جوری تکتک به سکوت دعوت میشوند یا تکلمشون حالا قطع میشود در مورد زکریا. حالا منتها باز اینجا اختلافشون این است که زکریا در بدو این بش…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟ همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً…
رنج مریم و زایمان ضد شیطان دارد میجنگه دیگر ها؟ باید برود یک کارهایی انجام بده در طول حیات خودش. زنه که قرار نیست اینجوری باشه و این تنها موردیه که پیش آمده. خلاف طبیعت من میخواهم بگویم این صدای یک حقیقتیه که در آن حالت مخال در واقع میشنویم و این نقطه اصلیش هم این بیرون افتادن از پردهست و جوابشم میشنویم. جوابش نمیخواهم بگویم عذرخواهانه ولی دلجویانه است. که بعد اینکه این حرفها را مسیح دارد میزند مسیح بعد به تولد دارد به مریم بشارت میدهد. و فنادها
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
بشارت رسول و فرزند پاک به هر حال رسول در جواب آن حرف مریم میگوید که من رسول پروردگار هستم که بهت یک فرزند پاکی بدهم. اینجوری نیست که دیگر اینجا مریم ندونه که اینجا منظور مسیحه برای اینکه در آل عمران تأکید میشود که بهش بشارت میدهند که این مسیح مسیحه و یک نکتهای وجود دارد این هم این است که حتی اگر از نظر زمانی فرض کنیم که بشارت تولد مسیح قبل از این ماجرا هم اتفاق افتاده باشه که در آل عمران هست که ملائکه اومدن و گفتن که ما به فرزندی تو را مثلاً بشارت میدهیم که مسیحِ این سهم مریم قبل از این هم اگر اتفاق افتاده باشه مریم هنوز متوجه به نظر میآید مریم متوجه آن نکته وحشتناک ماجرا نیست که قرار است اینکه شوهر داشته باشیم یا نه. بنابراین اینجا وقتی سوره مریم این اتفاق میافتد و آن رسول میگوید ک…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟ همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
میگوید «و جعلنا المؤمنون · ۵۰وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ وَءَاوَيْنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبْوَةٍۢ ذَاتِ قَرَارٍۢ وَمَعِينٍۢو پسر مريم و مادرش را نشانهاى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى] آب زلال بود جاى داديم. و معین». میگوید فرزند مریم و مادرش را آیهای قرار دادیم و در تپهای که آرام بود و آب داشت، در آغوشش گرفتیم. واقعاً این واژه به معنای در آغوش گرفتن. این اشاره به همین محل تولد عیسیست که آب جریان پیدا کرده و اینها و اصلاً این تعبیر «آویناهما» این همان تعبیریه که یک جایی یوسف وقتی با برادرش تنها میشود میگوید «آوی الیه اخاه»، در آغوش گرفتن. یک تعبیر عجیبیه. مشابهاش برای پیغمبر ما هم تو سوره «والضحی» هست. که میگوید «تو را یتیم و وجدک ضالاً ف…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
ملائکه میان بهش راهی را نشان میدهند یا در درونش یک چیزی به اصطلاح هست که این را هدایتش میکند به یک جای دور ولی ممکن است در آن آخرین لحظه آدمهای آنجا باشند بیان بهش کمک بکنند که وضع حمل بکند ملائکه میان کمکش بکنند ولی داستان اینجوری نشان میدهد که هیچکس نمیاد به نظر میآید موقع وضع حمل تنهاست یعنی عیسی را برداشت تا خودش برد به یک جای دور افتادهای و تنهایی دارد وضع حمل میکند. خب این برای خیلی دیگر عجیب و غریبه مقایسهاش بکنید با دورانی که مریم در پشت پرده است و غذا برایش میارن، ازش پذیرایی میکنند خیلی حالت چگونه بگویم مثل ناز پروردگی دارد و بعد یک دفعه این دوره تولد مسیح شروع میشود و این ماجراهای وحشتناک و این تنهایی موقع وضع حمل و حالا من چیزهایی که بعداً اضافه میکنم به وضعیت خاص که م…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟ همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً…
میگوید «و جعلنا المؤمنون · ۵۰وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ وَءَاوَيْنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبْوَةٍۢ ذَاتِ قَرَارٍۢ وَمَعِينٍۢو پسر مريم و مادرش را نشانهاى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى] آب زلال بود جاى داديم. و معین». میگوید فرزند مریم و مادرش را آیهای قرار دادیم و در تپهای که آرام بود و آب داشت، در آغوشش گرفتیم. واقعاً این واژه به معنای در آغوش گرفتن. این اشاره به همین محل تولد عیسیست که آب جریان پیدا کرده و اینها و اصلاً این تعبیر «آویناهما» این همان تعبیریه که یک جایی یوسف وقتی با برادرش تنها میشود میگوید «آوی الیه اخاه»، در آغوش گرفتن. یک تعبیر عجیبیه. مشابهاش برای پیغمبر ما هم تو سوره «والضحی» هست. که میگوید «تو را یتیم و وجدک ضالاً ف…
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
دیدن مریم و الهام زکریا تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر. اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده. میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک …
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
رنج مریم و زایمان ضد شیطان دارد میجنگه دیگر ها؟ باید برود یک کارهایی انجام بده در طول حیات خودش. زنه که قرار نیست اینجوری باشه و این تنها موردیه که پیش آمده. خلاف طبیعت من میخواهم بگویم این صدای یک حقیقتیه که در آن حالت مخال در واقع میشنویم و این نقطه اصلیش هم این بیرون افتادن از پردهست و جوابشم میشنویم. جوابش نمیخواهم بگویم عذرخواهانه ولی دلجویانه است. که بعد اینکه این حرفها را مسیح دارد میزند مسیح بعد به تولد دارد به مریم بشارت میدهد. و فنادها
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
دیدن مریم و الهام زکریا تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر. اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده. میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک …
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
که یک جوری در شأن پیامبره. ولی شاید هیچکس در دنیا به اندازه مریم چیز نیست به اصطلاح این صدق نمیکند در موردش اینکه در آن خلوت واقعاً از نفس فرشتهها مریم یک چیزی داشته رابطه استثنایی با خدا داشت و قرار هم نبود که حالا پیامبرا مردها وقتی میروند آن بالا میرسند خودشونم میدانند بنا به طبیعت خودشان که ممکن است یک حکمی بیاید اصلاً قضیه حکمی میآید برای همه محسنین در قرآن اینجوری است دیگر که صاحب علم میشوند صاحب حکم میشوند خدا اینها را برمیگردونه حالا در هر حدی بالا رفته باشند ممکن است خیلی هم من نمیخواهم بگویم حکم را فقط به پیامبران میدهند. خب اصلاً مرد یک وظیفهای تو این دنیا به عهدهاش میذارن باید یک باری را بکشه یک کاری را انجام بده برای اینکه همان نوایس مثلاً برود جهاد.
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
دیدن مریم و الهام زکریا تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر. اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده. میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک …
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
مقایسه داستان زکریا و مریم من یک چیزی در جلسه قبل میخواستم بگویم. در جلسه قبل فکر میکردم که کلاً داستان زکریا و مریم و جزئیات داستانشون را میگوییم تمام میشود و میخواستم که همه را به اصطلاح دعوت بکنم به این که دو تا داستان را کنار هم بگذارید. مثلاً این بازیهای دوره بچگی هست که دو تا تصویر، اختلافهاش چیه، شباهتهاش چیست. کلاً یک خورده اینجوری دو تا داستان را نگاه کنید. ممکن است یک چیزهایی شما ببینید که من بهش دقت نکرده باشم. آن هم به عنوان کمک گرفتن از شما دارم میگویم که به یک جزئیاتی ممکن است باشه که مثلاً همین الان این شباهت وجود دارد که هر دو تا یک جوری تکتک به سکوت دعوت میشوند یا تکلمشون حالا قطع میشود در مورد زکریا. حالا منتها باز اینجا اختلافشون این است که زکریا در بدو این بش…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
من قبل هذا و نارضایتی و من تأکید دارم میکنم که آن عبارت «من قبل هذا» اصلاً هیچجور نافرمان، هیچجور شبههای از نافرمانی و نارضایتی در آن ندارد. یک جوری حقیقتی دارد بیان میشود که نتیجهاش هم این است. اتفاقی که میافتد آب جاری میشه، آن نخل که در واقع اگر یحیی احیاکننده آل یعقوب و اینجا این درختی که بالای یک تپهای در یک جایی دور مریم دارد عیسی را به دنیا میآره، نشانه آل یعقوبه، با ظهور یحیی باید اینجا یک اتفاقی بیفتد. مثلاً ما بشنویم که این درخت، این درخت خود وجود مبارک مریمه که به شدت در واقع از زندگی خالی شده و بعد از تولد عیسی دوباره دارد احیا میشود. و میگوید که «بخور، بیاشام و قرّی عیناً» و چشمت روشن باشه که و اگر بشری را دیدی بگو که من «نذرت للرحمن صوماً» من «فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَو…
درخت و تجدید حیات بنابراین درختی نیست که اینجا بارور بشود و مثلاً آنجا یک جوری دقیقاً حرف از تجدید حیات آل یعقوبه، حرف از آن کتاب. ببینید این یک چیزی واقعیت تاریخی نداره، در قرآن اینجوری نیست، این پایان آل یعقوبه. بنابراین اگر در و درختی داره، ببینید اینجا به نظر من به وضوح تمثیل از زهد خود مریمه. مریم به سمت این درخته. مریمی که همه چیز تو وجودش انگار به چیز رسیده، به پایان رسیده. این نتیجه بارداری. وقتی که در درون زن طفل رشد میکنه، آن هم حالا عیسی، مثل اینکه تمام بنیه و همه چیزهای حیاتی زن در واقع مصرف میشود یک جورهایی. مریم اینجوری به واقعاً به انتهای انگار حیات خودش رسیده. هیچ چیزی دیگر نه رمقی داره، نه ذره ای مثلاً شور زندگی در آن مانده. همه چیز در واقع در این دوره بارداری انگار به ان…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
دیدن مریم و الهام زکریا تازه به کار خودش. دیدن مریم که در به مدت کوتاهی به یک چنین جایی رسیده که دیگر حالا از اتفاقاتی دارد اطرافش میفته که اصلاً سابقه هم ندارد انگار در تاریخ دنیا، حالا غذاش هم از عالم بالا برایش میارن، یک جوری شوقانگیزه دیگر. اینکه و اینکه مریم هم همینجوری به دست چیز شده دیگه، مادر و پدر خودش را دیده در هر صورت مادرش نازا بوده، دعا کرده. میبینی این دیدن یک چنین اتفاقی در اطراف خودت طبعاً تحریکت میکند که این را بخوای واقعاً یک جوری مثل اینکه از آن حالت طبیعی خارج شده. میبینی نکتههای دیگر هم هست، واقعاً نمیدانم حالا، شاید در طول این جلسات من همهاش سعی کردم جلسه قبل خیلی چیزهای سادهای به اصطلاح داستانی که اصلاً روشن بشود که اصلاً چه دارند به همدیگر میگن، حالا در یک …
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
نام یحیی و شخصیت او و در سوره آلعمران وقتی که زکریا میخواهد و ملائکه بشارت میآرن، علاوه بر آن چیزهایی که آنجا آیه، اینجا تأکید تو سوره مریم روی نام یحییست. فقط همینو بهش نقش شده در سوره مریم که انالله یبشرک بغلام مريم · ۷يَٰزَكَرِيَّآ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ ٱسْمُهُۥ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيًّۭااى زكريا، ما تو را به پسرى -كه نامش يحيى است- مژده مىدهيم، كه قبلاً همنامى براى او قرار ندادهايم.. فقط بشارت میدهند به اینکه نامش یحییست و در قبل از این هم کسی به این نام نبود. ولی آنجا خب یک خورده با تفصیل بیشتری در واقع این موضوع میگویند که ال عمران · ۳۹فَنَادَتْهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَهُوَ قَآئِمٌۭ يُصَلِّى فِى ٱلْمِحْرَابِ أَنَّ ٱللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُص…
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟ همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً…
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
رنج مریم و زایمان ضد شیطان دارد میجنگه دیگر ها؟ باید برود یک کارهایی انجام بده در طول حیات خودش. زنه که قرار نیست اینجوری باشه و این تنها موردیه که پیش آمده. خلاف طبیعت من میخواهم بگویم این صدای یک حقیقتیه که در آن حالت مخال در واقع میشنویم و این نقطه اصلیش هم این بیرون افتادن از پردهست و جوابشم میشنویم. جوابش نمیخواهم بگویم عذرخواهانه ولی دلجویانه است. که بعد اینکه این حرفها را مسیح دارد میزند مسیح بعد به تولد دارد به مریم بشارت میدهد. و فنادها
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
که یک جوری در شأن پیامبره. ولی شاید هیچکس در دنیا به اندازه مریم چیز نیست به اصطلاح این صدق نمیکند در موردش اینکه در آن خلوت واقعاً از نفس فرشتهها مریم یک چیزی داشته رابطه استثنایی با خدا داشت و قرار هم نبود که حالا پیامبرا مردها وقتی میروند آن بالا میرسند خودشونم میدانند بنا به طبیعت خودشان که ممکن است یک حکمی بیاید اصلاً قضیه حکمی میآید برای همه محسنین در قرآن اینجوری است دیگر که صاحب علم میشوند صاحب حکم میشوند خدا اینها را برمیگردونه حالا در هر حدی بالا رفته باشند ممکن است خیلی هم من نمیخواهم بگویم حکم را فقط به پیامبران میدهند. خب اصلاً مرد یک وظیفهای تو این دنیا به عهدهاش میذارن باید یک باری را بکشه یک کاری را انجام بده برای اینکه همان نوایس مثلاً برود جهاد.
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
ملائکه میان بهش راهی را نشان میدهند یا در درونش یک چیزی به اصطلاح هست که این را هدایتش میکند به یک جای دور ولی ممکن است در آن آخرین لحظه آدمهای آنجا باشند بیان بهش کمک بکنند که وضع حمل بکند ملائکه میان کمکش بکنند ولی داستان اینجوری نشان میدهد که هیچکس نمیاد به نظر میآید موقع وضع حمل تنهاست یعنی عیسی را برداشت تا خودش برد به یک جای دور افتادهای و تنهایی دارد وضع حمل میکند. خب این برای خیلی دیگر عجیب و غریبه مقایسهاش بکنید با دورانی که مریم در پشت پرده است و غذا برایش میارن، ازش پذیرایی میکنند خیلی حالت چگونه بگویم مثل ناز پروردگی دارد و بعد یک دفعه این دوره تولد مسیح شروع میشود و این ماجراهای وحشتناک و این تنهایی موقع وضع حمل و حالا من چیزهایی که بعداً اضافه میکنم به وضعیت خاص که م…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
یا أخت هارون رسیدیم به «یا أخت هارون» و بحثهای معروف که مریم این مقطع «عیناً» صفت هم به دوشیزگی دارد یا یک اتفاقی واقعاً مریم با این سوالات چیز نیست. سوالات داستانی نیست. به نظر، اینجا از نظر داستانی واضح است که «مَحْزُونًا» «لَا تَحْزَنِی» آخرش هم میگوید «قرّی عیناً» چشمت مثلاً روشن، این «قُرَّتُ الْعَیْنِ» یا که روشن شدن چشمش در قرآن اتفاقاً در جای دیگهای هم برای مؤمنین در مورد زن و فرزندانش به کار برده شده. مثل اینکه از اینکه فرزندی به دنیا آوردی که یک حالا چشمروشنی اصطلاح خاصیه که حالا مثل اینکه یک حالتی اشاره میکند که وقتی که مثلاً فرزند خودتان را میبینید یک جوری یک حالتی بهت دست میدهد که بهش میگویند چشمتون روشن. پرسش و پاسخ بفرمایید. حالا دیگر ادامه ندیم. حالا برگردیم به موضوع…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
شرق و خلوت مریم آدمهایی که کلاً با طلوع و طلوع آفتاب با اون لحظههای سحرگاه و اینها کار دارن، همون موجوداتیان که در واقع به اشراق رسیدن و شرقی شدن به اون معنایی که ما حالا تو سوره نور گفتیم. ولی اینجا واقعاً همینجور ظاهر داستان رو بخواید بخونید، به نظر میآد که مریم به دلیل اینکه عبادتهای شبانگاهی داره و با فجر و طلوع و اینها کار داره، همونطوری که ما توی دین خودمون این ساعتها رو یه جوری در واقع برامون ساعتهای خاصیه، تو همه ادیان این ساعتهای شب و نزدیک صبح، تو شرق، تو شرق یه اتفاقهایی میافته، یه ویژگیهای خاصی. «فاتخذت من دونهم حجاباً» این دقیقاً همون چیزی که اون ویژگی خاص زنانه است که وقتی داره عبادت میکنه، در واقع اصلاً کلاً خودشو توسط یه پردهای، چیزی اصلاً اینقدر از عالم جدا…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
رنج و شور حیات من یاد یک چیزی افتادم خیلی داستان جالبی در مورد محمدتقی جعفری وجود دارد که چطور روحانی شد نمیدانم شنیدی یا نه. قضیه اش نانوا بود. خودش این را تعریف کرده این بار که در کودکی فرستادنش مکتب. مثلاً در حد اینکه سواد یاد بگیرد میفرستادن دیگر. بعد خب این آدم خیلی بااستعدادی بود و خیلی ظاهراً لذت میبرد از اینکه مکتب و چیز یاد میگرفت و اینها. یک نانوا بود این را مثلاً یک مدتی مکتب گذاشتن یک خورده که حالا پیشرفت و یک سال درس خوند آوردش بیرون در همان بچگی. گذاشتش مثلاً سر که دیگر باید از فردا با هم بیای سر کار. بعد خودش تعریف میکند که پدرم برای من تعریف چطور شد برگشت دوباره به مکتب و ملا شد. شب خوابیده بوده و پدرش بیدار بوده. میبیند تو خواب دارد گریه میکند و یک چیزی یک شعری را میخون…
برای اینکه حقش این نیست. یک چیزی بهش ببین در قرآن یک جاهایی مؤمنین دعا میکنند که خدایا یک چیزی از البقرة · ۲۸۶لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَخداوند هيچ كس را جز به قدر توانايىاش تكليف نمىكند. آنچه [از خوبى] به دست آورده به سود او، و آنچه [از بدى] به دست آورده به زيان اوست. پروردگارا، اگر فراموش كرديم يا به خ…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
سری آها بگذار مریم هیچ نگرانیای دارد که مردم میگویند نمیدانم بهش تهمت بزنن؟ ندارد. چرا نداره؟ یعنی مثلاً آن که اینکه یا لیتنی مت قبل هذا و لم اک نسی منسیا مثلاً مردم نمیدانم مردم چه جواب مردم را بدهم اصلاً ماجرا این نیست. نه مسئله درد زایمانه نه مسئله آبروریزی و نمیدانم بعدش اصلاً این چیزها نیست. چرا مریم هیچ نگرانیای نداره؟ بله اصلاً نگرانی نگرانی ندارد منظورم این است که میداند که اصلاً این مشکلات نیست. همانطوری که بلافاصله بهش میگویند که بگو من حرف نمیزنم، جاش مسیح صحبت میکنه، برای اینکه از قبل تو سوره آلعمران وقتی بهش اشاره بهش شده، گفتن که مریم، گفتن که مسیح در گهواره سخن میگوید. که مسیح، مسیح زاییدن یک آرزویی نیست که میآیند مردم مسیح را میبینند تو همان گهواره حالا حرف می…
واژه شقی تو داستان ابراهیم هم هست. دوباره همین تو زکریا در مورد خود اصلاً این شقی در مورد همه این افرادی که اینجا هستند نفی شدنش
که یک جوری در شأن پیامبره. ولی شاید هیچکس در دنیا به اندازه مریم چیز نیست به اصطلاح این صدق نمیکند در موردش اینکه در آن خلوت واقعاً از نفس فرشتهها مریم یک چیزی داشته رابطه استثنایی با خدا داشت و قرار هم نبود که حالا پیامبرا مردها وقتی میروند آن بالا میرسند خودشونم میدانند بنا به طبیعت خودشان که ممکن است یک حکمی بیاید اصلاً قضیه حکمی میآید برای همه محسنین در قرآن اینجوری است دیگر که صاحب علم میشوند صاحب حکم میشوند خدا اینها را برمیگردونه حالا در هر حدی بالا رفته باشند ممکن است خیلی هم من نمیخواهم بگویم حکم را فقط به پیامبران میدهند. خب اصلاً مرد یک وظیفهای تو این دنیا به عهدهاش میذارن باید یک باری را بکشه یک کاری را انجام بده برای اینکه همان نوایس مثلاً برود جهاد.
یعنی مثلاً تولد مسیح از مریم که میبینید بیشتر در واقع ابهامزا بوده تا اینکه به اصطلاح چیز باشه، شأن شأن آورده باشه برای مسیح یا مریم. در حالی که تولد یحیی اینجوری نبوده. تولد یحیی به شدت در قوم به عنوان یک معجزه تلقی شده، بنابراین فرد مقدسیه و اینکه به هر حال قبل از مسیح ظهور میکنه، تقریباً همسنوسال مسیحی یحیی و در دورانی که مسیح زندهست، یحیی هم هست و به شدت خب پشتیبانی میکند یک جوری از مسیح و این در ایمان آوردن مردم به مسیح یک تأثیر والایی دارد. خب، دیگر هم یک چیزهای جزئی دیگر هم هست که آها، یک یک سؤال خیلی ساده. زکریا وقتی که این معجزات پشت پردهی محراب مریم را میبینه، به کسی خبری میده؟ اینجا چه خبره؟ مریم کسیه که به نظر میآید از داستان، اونطوری که در قرآن نقل میشه، به نظر می…
پردهنشینی و مسیر معنوی زن اینکه استدلالش این بود که ببین در تمام طول تاریخ چند تا عارف زن داشتیم؟ در مثلاً اینهمه عرفان اسلامی یک رابعه داریم. که شاعرش گفته حالا شاید یکی دو نفر دیگر هم باشند که خیلی در سطح بالا نبودن. تنها آدم سطح بالایی که داریم رابعه است. و بعضیها حالا مثلاً ابنعربی از دو نفر، دو تا زن که در زندگیش از نظر معنوی خیلی نقش بازی کردن و خیلی سطح بالا بودن نام میبرد. ولی اصولاً نگاه کنید عرفان مثلاً چیزی که ما میگوییم پیامبران که الان مرد بودن، عرفا هم مرد بودن، زنا را یکی دو تا هم اگر دیدن و اشتباهی بر خوردن شاید آن وسطها اینها هم عارض شدن. ولی اصولاً عرفان آن چیزی که دست مرداست، از زنا هم آنجوری که در به طور سنتی بهشان نگاه میشد، یک چیزهایی بین انسان و حیوان و حالا …
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
تنهایی مریم در مخاض دیگر باردار نشن اینقدر که مثلاً فشار و درد و عذاب و اینها دارد ولی حالا در مورد تولد عیسی من سعی میکنم این را توضیح بدهم که چرا خیلی خیلی در واقع وضع شاید چیزتری بوده بدتر از حالت عادی بوده و نهایتاً مریم آن را در یک جای دوری به تنهایی به دنیا میاره این فانتزیات به این مکان غصیا به نظر من باز یک چیز دیگر یک جوری اشاره به همین خطر هایی که ممکن است اینجا وجود داشته باشه بی خبر گذاشتن همه از ماجرا که به نظر میآید که تک و تنها مریم دارد همه این کارا را انجام. میدهد بدون اینکه هیچ دخالتی حتی شاید زکریا مثلاً در جریان نیست یا اگر هم هست به هر حال میداند که نباید به کسی بگوید و باید مریم تنها باشه مدتی این نوشتار را یاد چیز نکردم نگاه نکردم میخواهم ببینم چیزی جانم خب بعد حا…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
خب یک باز یک نکته من یک چیزهایی دفعه قبل از سوره آلعمران را دیگر خیلی همزمان با این سوره همه چیزشو نگفتم. ولی آنجا یک نکتهای هست آن هم این است که شما سوره اینجا را که میخوانید ممکن است اینجوری تصور کنید هرچند باید عادت کرده باشید که تو داستانهای قرآن این شکلی نیست لزوماً ولی وقتی که زکریا دعا میکند بلافاصله به نظر میآید که ملائکه میآیند بهش میگویند و این بلافاصلهها در قرآن نیست دیگر. یعنی اینکه چقدر فاصله است بین اینکه زکریا حرفهای خودش را میزند و دعا میکند تا اینکه بشارت بهش میدهند که دارای فرزند میشی اصلاً معلوم نیست که چه مقدار طول کشیده. کما اینکه آن آخر داستان این احساس که مردم آن پشت جمع شدن یک جوری زکریا تأخیر کرده وجود دارد به اضافه اینکه در داستان زکریا در آلعمران ک…
مریمی که تو این حالت انگار جذب این چیز میشود تو حالت مخاض، دوره غیر ارادی که خیلی شباهت خوبی به وضعیت خودش دارد. و این تاکید میشود با این حرفی که مریم خودش میزنه، یا لیتنی مت قبل هذا. که این خیلی چیز است دیگر به اصطلاح آن جنبه فاجعه آمیزی دارد برای خاطر اینکه زن اصولاً سرچشمه حیاته. مردی که اینجوری با مرگ و آرزوی مرگ و حالا کشتن و این چیزها یک ارتباط منطقی و چیزی دارد. نه حالا من به عنوان جنبه منفی نمیگویم. مردی که مثلاً شما در احکام نگاه کنید، مردی که باید برود جهاد، قاضی بشود مثلاً حکم مرگ بده، زن اصولاً با مرگ انگار یک جوری نباید تماس داشته باشه و سروکار داشته باشه. زندگی از درون زن ها میجوشه و اصلاً فایده زن ها برای مردها یکی از فواید زن ها برای مردها نه به عنوان دوری بخواهم بگویم ول…
کاملاً یک استدلال اشتباهه. من میخواهم بگویم که اینجور نگاه کردن به مسئله زن، که زن در آن افکار اربعهای که عرفا قائلن، رفتن و در خداوند سیر کردن، بعد برگشتن و دوباره با مردم برگشتن، زنا دو تا سفر بیشتر ندارند. میروند و در خداوند سیر میکنند و خداوند دیگر اینها را برنمیگردونه، مردم را سراغشون نمیفرسته. اصولاً این چیزها در اِ، کار زنها نیست و این هیچ ربطی به اینکه زنا به کجا میرسند و نمیرسن ندارد. مریم هم این نمونهاش که اگر معجزات خیلی عظیمتر از آن هم اطرافش اِ، به وجود میاومد، مطمئن باشید زکریا نمیرفت مردم را خبر بکند که بیاید ببینید پشت این پرده چه خبره. میبینید پردهکشی را. درسته؟ بله. چرا؟ چون در کار گلاب و گل، یک کم از این، چرا اینقدر، این پردهنشینی ویژگی زنهاست. حالا به …
احتمالاً همین است که شروع میشود که تغذیه مریم شروع میشود. یعنی اصلاً وارد یک مرحله جدیدی شده ولی هنوز اعلام نشده به مریم که مسئله ظهور مسیحه و فقط یک جوری اعلام شده که در بین همه زنهای جهان تو انتخاب شدی. فاصله بین این دو تا بشارت، بشارت صددرصد. فاصله، فاصله بله. که یک آیه بین این دو تا آیه هست. قیام مریم وقتی که تمام میشود ولی یک آیه بینش نمیدانم آره، نه فاصله که حتی من حالا گفتم که تغذیه بعد از این شروع میشه، نه لزوماً اینجوری، ولی میخواهم بگویم که همه آن به هر حال تغذیه مریم از آسمان یک جوری نشانه انتخاب شده بودنش هست. ممکن است اعلامش بعداً صورت گرفته، چون ترتیب آیه آیات در آلعمران یک جوریه انگار بعد از اینکه زکریا میرود دعا میکنه، نه لزوماً نمیشود این نتیجه را گرفت، ولی به هر…
سوره مائده را همیشه تو ذهنتان داشته باشید من خیلی تو ذهن خودم دارم که خدا از عیسی میپرسه که آیا تو به مردم گفتی که تو و مادر تو به عنوان اله بگیرند عیسی میگوید که من یعنی ببین نه فقط مسئله این نیست که در دوران حیات سر پیامبران میآید تو وقتی سروکارت با مردم نامحرم افتاد یا بعد از اینکه مردی هم چرند و پرند میگویند اینها هم مثل اینکه آسیبی به این آدمها هست که در آسمان هم که هستند آسیب بهشان دارد میرسونه از حرف مردم گمراهی مردم میفهمی منظورم چیه؟ همین الان در مورد مریم چرندیاتی در مسیح مثلاً حالا خدا بد از مریم بازخواست کند که تو اینجوری کردی اینها اینجوری گفتن مریم بازخواست این مشهور شدن عواقبی دارد فقط مسئله این نیست که در دوران حیاتش آن حجاب و اینها ندارد آن خلوت به هم خورده اصلاً…
پنهانماندن مریم از مردم چرا؟ اگر مریم، مخصوصاً اینکه مریم بعداً قرار است که مسیح را به دنیا بیاره، اگر مردم از قبل بدونن، نشان آگاهی داشته باشند که این چقدر در این مقدسیه بعداً در این تولد مسیح هم خیلی خوب است دیگر ها حداقل اگر نمیخوایم مردم را ببریم آنجا آزمایش بکنند و نشونشون بدهیم ولی یک جوری نسبت اعلام کردن اینکه مریم در یک چنین حدی رسیده از طرف زکریا نمیخواد معجزهاش هم بگوید برای ظهور مسیح به نظر میآید که مفید باشه ولی کاملاً به نظر میآید که این چیز پنهانیه. کسی اطلاعی از حال مریم ندارد. درسته؟ درست است آقای من تو حالمه که برای مریم مفیده و برای عیسی تولد عیسی مفیده که مردم بدونن که مریم به کجا رسیده. زکریا میتواند به مردم بگوید. خود مریم بله. خود شخص مریم بله. این یک معجزه دیگه…
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
تعویل رویدادها و جهانبینی دینی بگذارید یک من اول یک سوالی مطرح کنم. نمیخواهم جواب بگیرم ولی همینطوری مثلاً بعد یک سوالی که میتونست مطرح بشود. من حرف از این زدم که در جهانبینی دینی یک جوری وقایعی که تو عالم، تو زندگی واقعی، چیزی که ما بهش میگوییم زندگی واقعی اتفاق میافتن یک جوری مثل این همان چیزی که در رویا شما میبینید تع تعویل دارد. همه هوا همه رویدادها که وقتی تو رویا ظاهر میشن، وقتی در جهان ظاهر میشوند تعویل دارند. و شما یک جوری باید در واقع انگار یاد بگیرید که انگار یک چیزی را در پشت این پرده ببینید و مثلاً آن معانی پنهان را درک بکنید. سوال خیلی طبیعی به نظر من اینجا این است که وقتی که من در را رویا هستم یک جهان خصوصی خودمو دارم میبینم. اگر شماها در رویای من ظاهر میشوید مثلاً …
میگوید «و جعلنا المؤمنون · ۵۰وَجَعَلْنَا ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥٓ ءَايَةًۭ وَءَاوَيْنَٰهُمَآ إِلَىٰ رَبْوَةٍۢ ذَاتِ قَرَارٍۢ وَمَعِينٍۢو پسر مريم و مادرش را نشانهاى گردانيديم و آن دو را در سرزمين بلندى كه جاى زيست و [داراى] آب زلال بود جاى داديم. و معین». میگوید فرزند مریم و مادرش را آیهای قرار دادیم و در تپهای که آرام بود و آب داشت، در آغوشش گرفتیم. واقعاً این واژه به معنای در آغوش گرفتن. این اشاره به همین محل تولد عیسیست که آب جریان پیدا کرده و اینها و اصلاً این تعبیر «آویناهما» این همان تعبیریه که یک جایی یوسف وقتی با برادرش تنها میشود میگوید «آوی الیه اخاه»، در آغوش گرفتن. یک تعبیر عجیبیه. مشابهاش برای پیغمبر ما هم تو سوره «والضحی» هست. که میگوید «تو را یتیم و وجدک ضالاً ف…
ظهور روح به صورت بشر خب سوال مهم اینه که چرا اینجوری این اتفاق میافته؟ چرا این سوال یه جوری جنبه دراماتیک داره دیگه، میشه حداقل سوال میشه پرسید، حالا اگه جوابش رو بخوایم بعداً بدیم. چرا ملائکه به صورت بشر ظاهر نمیشن؟ چرا اینجا روح خدا به صورت بشر ظاهر شده؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا میشه؟ هیچجایی در وقایع تاریخی انبیا و اینها به این شکل ما چیزی نداریم که بله. اینکه که آها اینکه ملائکه به صورت بشر ظاهر میشوند برای اینکه میخواهند عذاب بکنند یک قومی را و خودشان در واقع جزء چه میگن؟ عناصر دراماتیک آن ماجرا هستند. یعنی میروند در خانه لوط برای اینکه آن اتفاقها بیفتد که این عذاب به اصطلاح مستحق عذاب بشوند. یعنی در اوج آن حالتی که دارند میان دور خانه لوط را میگیرند و درخواست میکنند…
مثال هارون دامنهٔ خوانش را از تولد فرزند به ادامهٔ رسالت و جانشینی معنوی گسترش میدهد.
دعا در این خوانش از درخواست لفظی فراتر میرود؛ استعداد مریم و کنش ابراهیم دو کاربرد متمایزند.
حشر به مسئلهٔ آمدن انسان پیوند میخورد؛ رابطهٔ قیامت و میراث زمین در این بخش فقط مطرح شده است.
یک مرجع سه نقش دارد: مقایسهٔ تولد، زمینهٔ شکل ادبی و نقدِ نسبت فرزندبودن برای خدا.
سخنران تبییننشدن علمیِ یک ادعا، مثلاً تولد عیسی از مریم، را با ابطالش یکی نمیداند، تثبیت دانش فعلی بهعنوان چارچوب نهایی را نقد میکند و در دستگاه عرفانیاش معجزه را تسلط بر مرتبهٔ قوانین میخواند.
سخنران تصویر بستهٔ لاپلاسی را با جهانبینیِ عرفانیِ مقدمداشتن معنا میسنجد و فیزیک جدید را به آن نزدیکتر میداند، اما میگوید فیزیک عرفان را نتیجه نمیدهد و نگاه یکسویهٔ عرفان قدیم هم کافی نیست.
سخنران تأویل را بازگرداندن رخداد به لایهٔ معنا میداند و قاعده میگذارد: در رخدادهای بیداری علت عادی مقدم است، ظاهر حفظ میشود و رؤیا، جهان و متن قواعد جدا دارند؛ نخل خشک را در خوانش ترجیحیاش تمثیل حال مریم میداند.
سخنران پنهانماندن مقام مریم را به خلوت و پردهنشینی او پیوند میدهد و رنج و شکایتش در مخاض را رنج ازدستدادن همین خلوت میخواند، نه نافرمانی؛ و پنهانداشتن اولیا را، جز رسولانِ مأمور به تبلیغ، سنتی الهی میداند.
سخنران در جلسهٔ دوم از جمله امکان ظهور دوبارهٔ عمران را طرح میکند، در جلسهٔ سوم قطعیبودنش را نفی میکند و در جلسهٔ نهم «خواهر هارون» را طعنه و نام مریم را تداعی مریمِ خواهر موسی میخواند.
سخنران پسر خدا بودن و تجسد مسیح را ادعاهایی پیش از قرآن میداند، در خوانش قرآنی عیسی را محفوظ از شکنجه و کشتهشدن میبیند و خواندن تورات و انجیل را با وجود باور به تحریف بخشی از آنها ارزشمند میداند.